الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

258

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

فِي زَوْجِها - 1 / مجادله ) و ( لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا - 181 / آل عمران ) و ( إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ - 80 / نمل ) يعنى تو آنها را نمىفهمانى زيرا به خاطر كارهاى زشتشان و از دست دادن نيروى عاقله‌اى كه ويژه زندگانى مختصّ به انسانيت است ، مانند مردگانند . و آيه : ( أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ - 26 / كهف ) ( ترجمه تمام آيه : بگو خداوند بهتر مىداند كه اصحاب كهف چه مدّت در غار بوده‌اند ، غيب دانستن آسمان و زمين ويژه اوست چه بيناست و چه شنواست خداى تعالى ) يعنى در بارهء آن امر خداى تعالى كه آگاه بر شگفتىهاى حكمت خويش است ، مىگويد : و خبر مىدهد و در اين آيه نگفته است ما ابصره و ما اسمعه « 1 » . و بنا بر آنچه قبلا ذكر شد ، خداى تعالى جز در آنچه كه علم و آگاهى به مَسْمُوعَات و

--> ( 1 ) در زبان عرب افعالى براى تعجّب داشتن و در شگفت شدن از چيزى به كار مىرود كه در واقع نماياندن خوبيها و بزرگ داشتن آن‌ها يا بدى چيزى است ، بطوريكه آن دو صفت جالب توجّه و شگفت‌آور است . اوّل به صورت الفاظى كه از قرينه كلام فهميده مىشود مثل : سُبْحانَ اللَّهِ * و كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ كه حالت شگفتى و تعجّب از كفر ورزيدن مردمى است كه هيچ بوده‌اند و خداى آنها را حيات داده و باز كافرند و مثل عبارت : للّه درّه فارسا براستى خداوند چنين دلاور و شجاعى را افزون كند . دوّم - افعال تعجّب به صورت فعل تعجّب كه بر دو قسم است : 1 - از هر صفتى به صورت - افعل به - ساخته مىشود ، مثل أَقْبِحْ بِالْجَهْلِ : نادانى چقدر زشت و ناپسند است . و احسن بالعلم : دانش چقدر خوب و زيباست . هر چند كه اين گونه فعل تعجّب به صورت امر است ولى در حقيقت فعل ماضى است و آن صفات مورد شگفتى و تعجّب مثل همان حسن و قبح در خود علم و جهل وجود دارد . و در بارهء خداوند كه در متن كتاب و قرآن به صورت أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ آمده است مراد و مقصود علم ذاتى خداوند به مسموعات و پاداش آنهاست اين گونه افعال تعجّب از افعال ثلاثى مجرّد كه ( مثبت - معلوم - تام - متصرف ) كه قابل تفضيل و برترى دادن باشد ، ساخته مىشود و هر گاه بخواهيم تعجّب را شدّت بخشيم واژه‌هاى - اكثر و اشدّ - يا - اطول - و از اين قبيل واژه‌ها را با مصدر آن فعل به كار مىبريم مثل - ما اشدّ ايمانه - چقدر ايمانش قوى است . و عبارت ما اكثر علمه : چقدر علمش زياد است . 2 - فعل تعجّب به صورت - ما افعل - مثل - ما ابصره و ما اسمعه - كه در متن كتاب و در قرآن آمده است و يا عبارت ما اجمل الفضيلة : فضيلت چقدر زيبا است . و ما اقبح الرّذيلة : رذالت و پستى چقدر ناپسند است كه اين گونه افعال تعجّب ، چون صفات كسى است و جدا از اشياء تصوّر مىشود يا جداگانه وجود دارد ، اطلاقش در بارهء خداى تعالى صحيح نيست و چيزى هم كه مورد تعجّب قرار مىگيرد ، بايستى معرفه و نكرهء معروف و .