الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
230
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
سقف : سَقْفُ البيت ( بام خانه ) جمعش - سُقُف - است . آسمان را هم سقف قرار داده است در آيات : ( وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ - 5 / طور ) و ( وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً - 32 / انبياء ) و ( لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ - 33 / زخرف ) . سَقِيفَة : هر جايى كه بامى و سقفى داشته باشد مثل درگاهى ، يا طاقنما و بام خانه . سَقَف : خط درازى كه انحناء و خميدگى داشته باشد كه تشبيهى به همان نام طاق گونهء خانه است . سقم : السَّقَم و السُّقْم : اختصاص به بيمارى جسمى و بدنى دارد ولى بيمارى و مرض گاهى در بدن است و گاهى در نفس و جان مثل آيات : ( فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ - 10 / بقره ) و ( إِنِّي سَقِيمٌ - 89 / صافّات ) . پس واژه بيمارى بطور كنايه يا اشاره به بيمارى گذشته ، آينده و يا به اندك بيمارى است كه اكنون در كسى موجود است اطلاق مىشود ، زيرا انسان پيوسته از تباهى و خللى كه وجود او را فرا مىگيرد جدا نيست هر چند كه آن را خود احساس نكند . مكان سَقِيم : در وقتى است كه در جائى خوفى و ترسى باشد . سقى : السَّقْي و السُّقْيَا : آنچه كه مىنوشد به او مىدهد ، ولى - إسْقَاء - اينست كه نوشيدنى را در اختيارش بگذارد و او هرطور خواست مصرف كند پس إسقاء - از - سَقْي - رساتر و بليغتر است زيرا - إسقاء - يعنى چيزى كه از آن نوشيده مىشود و مىنوشد در اختيارش قرار دهى چنان كه مىگوئى أَسْقَيْتُه نَهَراً : او را از نهر آب دادم .