الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

214

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

السُّرَى : يعنى سير و حركت شبانه ، مىگويند سَرَى و أَسْرَى : شب رفت و حركت كرد . خداى تعالى گويد : ( فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ - 81 / هود ) و ( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا - 1 / اسراء ) ( در باره سير شبانه و معراج پيامبر است ) . گفته شده - اسرى - از لفظ سرى ، نيست بلكه از سَرَاة است يعنى : سرزمين وسيع و گسترده كه اصلش واوى است ( از سرى ، يسروا ، سروا و سراوه يعنى بالا رفت ) شاعر گويد : بِسِرْوِ حَمِيرَ أَبْوَالُ البِغَال بِه ( به سرزمين حمير كه آبشخور و سراب ستوران در آن هست ) پس ، أسرى مثل أجبل و أتهم است . ( أسرى : در آن سرزمين وسيع رفت . أجبل : به كوهستان رفت . أتهم : به زمين تهامه و دشت رفت ) پس آيه : ( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ - 1 / اسراء ) يعنى او را در فراخناى زمين مرتفعى برد . و سَرَاةُ كُلِّ شىء : بالا و بلندى هر چيز است . و از اين معنى عبارت سَرَاةُ النّهار است يعنى بلندترين فاصله آفتاب و ارتفاع روز . و آيه : ( قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا - 24 / مريم ) واژه - سَرِيًّا - يعنى نهرى كه آبش روان و جارى است و گفته‌اند بلكه از - سرو - يعنى رفعت و بلندى است ، چنان كه مىگويند . رجل سَرْو : جوانمردى بلند مرتبه ، و نيز گفته‌اند - سريّا - در آيه فوق اشاره به وجود حضرت عيسى و ويژگيهائى از رفعت و بزرگى اوست ( كه در تحت و سرپرستى مادرى چون مريم عذرا بوده ) . سَرَوْتُ الثَّوْبَ : جامه را از تن درآوردم . سَرَوْتُ الجُلَّ عن الفرس : روى انداز اسب را از پشتش برگرفتم . رجل سَرِيّ : مردى عريان كه گويى لباس از تن برگرفته ، نقطهء مقابل متدثّر و متزمّل و زُمَّيل است يعنى جامه بر خود پيچيده . در آيه : ( وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً - 19 / يوسف ) پيش خود تخمين زدند كه از فروش او بضاعتى حاصل كنند . ( مربوط به كاروانى است كه حضرت يوسف را از چاه درآورده