الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
215
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
و به خيال فروشش افتادند ) . سَارِية « 1 » : هم سه معنى دارد 1 - قومى كه شبانه سفر مىكنند 2 - ابرهائى كه به سرعت مىگذرند 3 - استوانه و عمود . سطح : السَّطْح : بام خانه . سَطَحْتُ البيتَ : پشت بام خانه را ساختم . سَطَحْتُ المكانَ : آنجا را چون بام هموار كردم ، و آيه : ( وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ - 20 / غاشيه ) . انْسَطَحَ الرَّجُلُ : بر پشت دراز كشيد و خوابيد . و گفته شده نام . سَطِيحُ كاهن : « 2 » براى اين بوده كه زمانهاى زيادى بر پشت بر زمين قرار داشته كه چنين ناميده شده . مِسْطَح : عمود خيمه و سايبان كه بر روى آن چادر گسترانند .
--> ( 1 ) ساريه : جمعش - سوارى - است يعنى دكلهاى بزرگ و بلند كشتى و ستونهاى مرمرين بناها ، ساريه ، در لغت شبر و باران و اصطلاحا به ستونهايى كه از سنگ و آجر و مرمر در بناهاى تاريخى قديم مىسازند گفته مىشود ( رحله ابن بطوطه - 10 / 148 - جمهرة اللّغة ) . ولى - سريه - كه جمعش - سرايا - است پيشقراولان سپاه ، و دستههايى از 5 تا 300 نفرى است در مثل مىگويند خير السّرايا اربعمائه رجل : بهترين دستههاى سربازان چهار صد نفرى است ( فقه اللّغه 329 - مروج الذّهب 2 / 243 ) . ( 2 ) سطيح كاهن مردى از - بنى ذئب - بوده كه قبل از اسلام كهانت مىكرده و از آينده چيزهائى مىگفته ، چون مفصلهاى بدنش استحكام نداشته ، همواره در حال دراز كش بوده و خودش نمىتوانست برخيزد كه گفتهاند سرش استخوان محكم داشت و 150 سال هم عمر نموده ، اخبار خواب ديدن موبدان و كسرى را در بارهء رخدادهاى اجتماعى و طبيعى مقارن ولادت پيامبر ( ص ) كه به وقوع پيوست به خواهر زاده خودش كه از طرف كسرى براى تعبير خوابش آمده بود مىگويد : قل ما هو آت آت : يعنى هر چه كه بيايد مىآيد . ازهرى در ذيل داستان سطيح كاهن مىنويسد : به خواهر زادهاش گفت وقتى تلاوت و خواندن زياد شد صاحب قدرت و بخشش مبعوث شود سپس ازهرى مىنويسد : و هذا الحديث فيه ذكر آيه من آيات نبوة سيّدنا محمّد ( ص ) قبل مبعثه و هو حديث حسن غريب : يعنى اين سخن سطيح كاهن ذكر و نشانهاى از نشانههاى سيّد ما پيامبر ( ص ) قبل از بعثت اوست و حديثى است نيكو و شگفت انگيز ( لس 2 / 482 تهذيب 4 / 276 ) .