الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

179

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

سَبَعْتُ القومَ : هفتمين آنها شدم و يا اينكه هفت يك مال‌شان را گرفتم . سَبُع : حيوان درنده ، كه معروف است ، علّت نامگذاريش به اين واژه براى تمام بودن قدرت اوست ، زيرا عدد هفت در ارقام ، عدد تام ناميده شده . هذلّى گويد : كأنّه عبْدٌ لآل أبي رَبِيعَة مُسْبِع « 1 » . يعنى : گرگى در گوسفندانش افتاده و گفته‌اند يعنى حيوانى بيابانى كه بيكاره رها شده و با فتحهء حرف ( ب ) هم آمده است و به طور كنايه يعنى كسى كه پدرش شناخته نشده و ( دعى ) است . سَبَعَ فلانٌ فلانا : غيبتش كرد و مثل درندگان گوشتش را خورد . مَسْبَع : زيستگاه وحشيان و درندگان . سبغ : دِرْع سَابِغ : زره گشاد و كامل . خداى تعالى گويد : ( أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ - 11 / سبأ ) . ( زره‌هاى بلند و كامل بساز ) و از اين واژه به طور استعاره إسْبَاغ الوضوء : كامل كردن وضو است . إسْبَاغ النِّعَم : فراوان بخشيدن نعمت . و آيه : ( وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ - 20 / لقمان ) ( بخشايش خويش بر آنها فراوان كرد ) .

--> ( 1 ) شعر از ابو ذويب است كه خروجش را توصيف مىكند ، مىگويد : صحبت الشّوارق لا يزال كانه * عبد لآل ابى ربيعه مسبع در اين شعر چوپان وحشت زده‌اى را كه گرگى به گله‌اش زده به گورخر وحشى كه مىدود و نفس مىزند تشبيه كرده ، يعنى : سعد بن بكر كه از گله‌داران بزرگى بود و همسايه ابو ذويب ، در شعر فوق او را هجو كرده . صحبت الشّوارق : چيزى كه با صداى بلند نعره مىزند .