الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

163

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

- تَزَّاور - به تخفيف حرف ( ز ) و تشديد آن هر دو خوانده شده و همينطور تَزْوَرُّ . ابو الحسن مىگويد : تَزْوَرُّ در اينجا معنى ندارد زيرا - ازْوِرَار - يعنى گرفتن و درهم رفتن ، مىگويند : تَزَاوَرَ عنه و ازْوَرَّ عنه و رجل أَزْوَر و قوم زُوَّر و بئر زَوْرَاء : ( از آن برگشت و عدول كرد - مرد كوژ سينه و سينه برآمده - مردى كه زائر را گرامى مىدارند چاهى كه كندنش كجكى انجام شده ) . دروغ - را هم - زُور - گفته‌اند كه از جهت حقيقت و اصليش منحرف شده است . ( ظُلْماً وَ زُوراً - 4 / فرقان ) ( از نظر ستمگرى و دروغگويى است ) ، و همچنين : در آيات ( قَوْلَ الزُّورِ - 30 / حج ) و ( لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ - 72 / فرقان ) . بت - هم - زُور - ناميده شده ، براى اينكه بت پرستى و بت ، دروغين است و انحرافى است از حقّ به سوى باطل و از حقيقت خالى . چنان كه شاعر گويد : جَاءُوا به زور بينهم و جِئْنَا بالأَمم « 1 » .

--> ( 1 ) اين مصراع از نظر متن و وزن شعرى چنان كه در كتاب آمده غلط است . ابن برى از قول ابو عبيدة نقل مىكند كه مصراع فوق از - يحيى بن منصور - است كه ما قبلش چنين است : 1 - كانت تميم معشرا ذوى كرم * 2 - غلصمه من الغلاصيم العظم 3 - ما جينوا و ما تولوا من امم * 4 - قد قابلوا لو ينفخون فى فهم 5 - جاءوا بِزَوْرَيْهِم و جئنا بالاصم * 6 - شيخ لنا كاللّيث من باقى ارم 7 - شيخ لنا معاود ضرب البهم اصم - يعنى عمرو بن قيس كه رئيس قبيله بكر بن وائل بوده بزوريهم كه در متن به غلط - به زور بينهم آمده - بزوريهم - يعنى دو شتر بچّه‌اى كه به جاى بت آورده بودند و مىگفتند از جنگ نمىگريزم مگر اين كه اين دو شتر بچّه كه بت ماست بگريزند ، و شاعر اين موضوع را عيبشان دانسته و به صورت طنز هجوشان كرده ، قبيلهء تميم شكست خورد و فاتحين يكى از دو بچّه شتر را ذبح كردند . 1 - تميم قوم با سخاوت بودند 2 - مهترى از مهتران و بزرگان 3 - نترسيده‌اند و از مردمان روى برنمىگردانند 4 - با دشمن رو در روى مقابله اگر بادشان كنند و فريادشان زنند . 5 - آنها با دو بچّه شتر آمده‌اند و ما با رئيسمان اصم 6 - بزرگ ما چون شير از بر پا دارندگان پرچم .