الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
153
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
. زلق : الزَّلَق و الزَّلَل در معنى به هم نزديكند ، آيه : ( صَعِيداً زَلَقاً - 40 / كهف ) يعنى زمينى كه گياه در آن نيست ( زمين بى گياه ) مثل آيه : ( فَتَرَكَهُ صَلْداً - 264 / بقره ) ( زمين سفت و سخت بى گياه ) و - مَزْلَق - جاى سنگى و سخت . آيه : ( لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ « 1 » - 51 / قلم ) مثل سخن اين شاعر است كه مىگويد : نَظَراً يُزِيلُ مواضعَ الأَقْدامِ * . . . يعنى : ( با نگريستن و نظرى كه قدمگاهها را از جاى خود دور مىكند و بر مىگرداند ) . مىگويند - زَلَقَه و أَزْلَقَه فَزَلَقَ : لغزاندش پس لغزيد . يونس مىگويد : واژه الزَّلَق و الإزْلَاق : جز در قرآن شنيده نشده است . و از أبىّ بن كعب روايت شده است كه آيه : ( وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ - 64 / شعراء ) را - أَزْلَقْنَا - خوانده است يعنى هلاكشان كرديم .
--> زجاج مىگويد : تأويل آيه : ( وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ - 90 / شعراء ) يعنى داخل شدن متّقين به بهشت كه ديدگانشان به سوى آن نزديك شد . ( مجمع البحرين 5 / 68 - لسان العرب 9 / 139 - مقائيس اللّغه 3 / 21 - تهذيب اللّغه 13 / 214 ) . ( 1 ) قسمتى از آيه : ( وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ - 51 / قلم ) . كه مفهوم درست آيه با تقدّم و تأخر كلمات به خوبى روشن مىشود و در دو سه آيه قبل از آيهء فوق به پيغمبر ( ص ) مىگويد : در حكم و فرمان پروردگارت پايدار و استوار باش يعنى : اگر مخالفين تو را مجنون و سخنانت را شعر گونه و أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ * خطاب كردند هرگز نگران مباش آنها پيوسته مىخواهند با اين جملات و تلقينات تو را نگران و از ثبات در راه بلغزانند ، چون زلق در اصل و ريشه لغت - لغزيدن - است و كسى كه تحت تأثير تلقينات و لاطائلات ديگران قرار مىگيرد مسلّما در راهش استوارى و اثبات ندارد ، لذا به پيامبر ( ص ) مىگويد : اگر آنها مىخواهند تو را از موضع قاطعت بلغزانند هرگز چنان مباد ، زيرا باثبات و پايدارى حقايق كه ذكرى است براى جهانيان ، در حال و آينده ، دين حق و آيات قرآن از اثر نخواهد افتاد زيرا : ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ - 9 / حجر ) تا قيامت زندهاش داريم ما * تو مترس از نسخ دين اى مصطفى .