الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
139
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
و زندگى دنيا جز متاع غرور و نخوت نيست ) . زحف : اصل زَحْف : خزيدن و راه رفتن با كشاندن پاهاست ، مثل حركت كودك قبل از به راه افتادن و رفتن شتر وقتى كه خسته شده و سمّش را روى زمين مىكشد و همچنين سربازان انبوه و متراكمى كه از زيادى نفراتشان نمىتوانند خوب حركت كنند ( و يا سينه خيز رفتن آنها ) . خداى تعالى گويد : ( إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً - 15 / انفال ) ( هر گاه كفّار را انبوه ديديد از آنها روى بر مىگردانيد و پشت به دشمنان نكنيد ) زاحف : تيرى است كه به غير هدف مىنشيند . زخرف : الزُّخْرُف : زينت و آرايشى زرين و طلائى ، و از اين معنى طلا را هم - زخرف - گفتهاند . آيه : ( أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها - 24 / يونس ) ( زمين زينت خود برگرفت ) . آيه : ( بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ - 93 / اسراء ) خانهاى زرّين و تزيين شده . ( وَ زُخْرُفاً - 35 / زخرف ) و ( زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً « 1 » - 112 / انعام ) يعنى سخنان و گفتارى آراسته كه غرور انگيز است .
--> ( 1 ) اشاره به گفتار و كردار مشركين است يعنى هر گاه بر گروه مشرك و كافر ، فرشتگان هم نازل كنيم و حتّى مردگان زنده شوند و با آنان سخن گويند و تمام شرايط را نزدشان فراهم آريم مؤمن نخواهند شد مگر اينكه خدا بخواهد و قهرا مؤمن شوند بدينگونه هر پيامبرى را دشمنى از ديو سيرتان آدمى و پرى نهادهايم كه غرور و خود برترى و گفتار ظاهر فريب و آراسته به يكديگر و به ديگران القاء مىكنند و باز هم اگر پروردگارت قهرا مىخواست چنين نمىكردند پس آنها را با چيزهائى كه با آنان متّكى هستند واگذار . از اين آيات به خوبى دانسته مىشود كه در راه گزينش و پذيرفتن حق هيچگونه قهر و جبرى نيست بلكه خداوند تمام آيات را براى رهيابى و رشد انسانها بيان مىكند تا گول سخنان ظاهر فريب و زر اندود و شيرين كلمات كفّار و مشركين را نخورند كه آن سخنان همان وحى شياطين و ديو سيرتان به يكديگر است اگر حقّ در .