الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

110

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

رَمَدَتِ النّارُ : آتش خاكستر شد . واژه - رمد - به هلاكت و نابودى تعبير شده است همانطور كه به همود - يعنى مرگ نيز تعبير شده . رَمِدَ الماءُ : آب شور و بد مزه شد . ( گوئى از بدمزگى خاكستر در آن هست ) . أَرْمَدُ : خاكسترى رنگ و هر چه كه به رنگ خاكستر باشد . رُمْد : مگس . الرَّمَادَة : سال هلاكت ستوران و مردم ( به اين تشبيه كه همهء جانداران چون خاكستر بى حرارت و بى جان مىشوند ) . رمز : الرَّمْز : اشاره با لب و دهان و صداى آرام و اشاره با ابرو و لذا هر سخنى كه مثل اشاره باشد به - رمز - تعبير شده است چنان كه شكايت به - غمز - تعبير شده . خداى تعالى گويد : ( قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً - 41 / آل عمران ) . مَا ارْمَازَّ : به رمز هم سخن نه گفته است . كَتِيبَة رَمَّازَة : سپاهيانى كه از زياديشان رمز و اشاره‌اى شنيده مىشود . رمض : شهر رَمَضَان : - كه از - رمض - يعنى شدّت گرماى خورشيد گرفته شده . أَرْمَضَتْه فَرَمِضَ : ريگهاى داغ او را سوزانده و همان شدّت گرمى خورشيد است . ارض رَمِضَة : زمينى تفتيده و داغ . رَمِضَتِ الغَنَمُ : گوسفندان در گرما چريدند و كبدهاشان مجروح شد . فلان يَتَرَمَّضُ الظِّباءَ : آهو را در گرما و ريگستان داغ دنبال مىكند . رمى : الرَّمْي : در اجسام مثل تير و سنگ به كار مىرود . مانند آيه : ( ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى - 17 / انفال )