احمد بن محمد ميبدى
8
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
شما به مدّت درنگ شما آگاه است و مىداند ! فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَ لْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً . پس يكى از خودتان را با اين درمى كه داريد به شهر فرستيد تا بنگرد كجا طعامى خوش و گواراست تا براى شما از آن خوراك آورد و بايد پنهان رود و آرام باشد مبادا كسى از حال شما آگاه شود ! 20 - إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً . ايشان اگر بر شما دست يابند از غار بيرون كشند و شما را سنگباران كنند ، يا شما را در كيش خود برند كه هرگز رستگارى نخواهيد داشت . 21 - وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً . و همچنان ديدار داديم و آگاهى نموديم ايشان را تا بدانند كه وعدهء حقّ حقّ است و اينكه در ( آمدن ) روز رستاخيز شكّ و ريبى نيست ، آنگاه كه مردم از قصّهء اصحاب كهف آگاه شدند باهم اختلاف و تنازع داشتند ميان خودشان ( كه آيا اينها خواب بودهاند ( در مدّت 309 سال يا مرده و دوباره زنده شدهاند ) بعضى مىگفتند روى جايگاه آنان ساختمانى كنيد كه معرّف آنها باشد و همچنين در مدّت مكث آنان در غار نيز باهم اختلاف داشتند درحالىكه خداى آنها به آن مدّت دانا بود ، پس از آن آنان كه در امر و عقيده غالب شدند گفتند ما بر روى جايگاه آنان سجدهگاهى مىسازيم ! 22 - سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ . بعضى مردم مىگفتند ايشان سه تن بودند كه چهارمى آنها سگشان بوده ، بعضى ديگر مىگفتند آنان پنج نفر بودند و سگ ششمى ايشان بوده ، عدّهاى ديگر مىگفتند شمارهء آنها هفت نفر بود كه سگشان هشتمى بشمار آمده ( اين قول به نظر درست است ) قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً . بگو ( اى محمّد ) پروردگار من به شمارهء آنها دانا است و مردم جز اندكى ندانند ، پس تو با ايشان در اين كار پيكار مكن مگر به صورت ظاهر ( به آنچه تو را قرآن رهنمائى كند ) و از آنها در كار اصحاب كهف از هيچيك از يهودان فتوى مپرس . تفسير ادبى و عرفانى سوره 18 آيه 13 13 - نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا . آيه . شرف بزرگوار و كرامت تمام و نواخت بىنهايت كه خداوند بر اصحاب كهف نهاد كه ايشان را جوانمرد خواند چنان كه ابراهيم خليل و يوسف صديق را هم جوانمرد خواند . مصطفى به علىّ ( ع ) فرمود : يا علىّ جوانمرد راستگو ، وفادار ، امانتگزار ، رحيمدل ، درويشدار ، و مهماننواز است و گفتهاند سرور همه جوانان يوسف صديق است كه از برادران وى به وى رسيد از انواع بلاها آنچه رسيد ، و چون بر آنان دست يافت گفت : امروز ديگر گناهى نيست ! . . . وَ زِدْناهُمْ هُدىً . آيه . در خبر است كه مصطفى روزى در جمعى نشسته بود ، سائلى برخاست و سؤال حاجت كرد ، حضرت روى سوى ياران كرد و فرمود با وى جوانمردى كنيد ، علىّ ( ع ) برخاست و رفت چون بازآمد يك دينار و پنج درم و يك قرص نان داشت ، حضرت گفت يا علىّ اين چه حال است ؟ گفت : يا رسول اللّه چون سائل سؤال كرد به دلم گذشت كه او را قرص نانى دهم ، باز در دلم آمد كه پنج درم دهم ، باز به خاطرم گذشت كه يك دينار به وى دهم . اكنون روا نداشتم كه آنچه به خاطرم گذشت و بر دلم فراز آمد نكنم ! حضرت فرمود : ( لا فتى الّا علىّ ) - يعنى جوانمرد جز علىّ نيست . سوره 18 آيه 14 14 - وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ . آيه . خلعتى از كمال محبّت كه همانا افزونى هدايت بود به آنان داديم و ايشان را به بند عصمت ببستيم و بر بساط معرفت بداشتيم و به قيد محبّت استوار كرديم ، و در وادى عنايت ، ايشان را شمع رعايت افروختيم و در دبيرستان