احمد بن محمد ميبدى
618
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
كدام جان است كه در سرپنجهء عزّت تو نيست ؟ كدام سر است كه سرمست شراب دوستى تو نيست ؟ در زاويهء درويشان همه سوز طلب تو ، و در كوى خراباتيان همه درد نايافت تو ، در كليساى ترسايان همه نشاط جستجوى تو ، در آتشگاه گبران همه درد دورى از تو . دل داده بسى بينم و دلدار يكى * جويندهء يار بىعدد ، يار يكى ! سوره 92 آيه 1 1 - وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى . آيه . خداوند ، شب را شرف و منزلتى داد كه در قرآن مجيد بدان سوگند ياد كرد ! و اين شرف از آن است كه چون شب درآيد دوستان خدا و نزديكان درگاه با او در مناجات شوند ، تنهاشان در نماز ، و دلهاشان در نياز ! و جانهاشان در راز ؛ همه شب شراب صفا مىنوشند ، و خلعت رضا مىپوشند ! و عتاب محبوب مىنيوشند ؛ چون هنگام سحر باشد فرمان رسد تا درهاى گنبد پيروزه باز گشايند ، و دامنهاى عرش مجيد براندازند و مقرّبان به امر حق خاموش شوند ! آنگاه خداوند در علوّ و عظمت و كبرياء خود خطاب كند كه : هر دوستى با دوست خود در خلوت شادى است ، پس دوستان من كجايند ؟ سوره 92 آيه 4 4 - إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى . آيه . خداوند به منافقان فرمايد : كارهاى شما و كوشش شما در كسب بىتفاوت است چون نافرمانى مىكنيد ! سوره 92 آيه 5 5 - فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى تا آخر آيه ، اين آيه در مورد ابو بكر و بذل مال در راه حق و خريدن بلال از دست ياران ابو جهل و آزاد كردن او است كه با بندهاى كه داشت مبادله كرد و او را از آزار مشركان كه به امر ابو جهل به جرم مسلمان شدن او را در آفتاب سوزان خوابانيده و سنگ بر سينهء او نهاده بودند و آنچه وعدهء رهائى او را به برگشتن از اسلام دادند ، بلال رنج كشيد و دست از اسلام برنداشت ! سوره 92 آيه 8 8 - وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى تا آخر ، در مورد ابو جهل و ديگران است كه از دادن حقّ بىنوايان از مال خود بخل كرده و گرفتار عذاب دنيا و عقبى گشتند . و خداوند در اين آيهها تقى و شقى را برابر هم داشته تا معلوم شود كه ثمرهء صحبت و ادب مراقبت و كمال يقين بود كه ابو بكر را آن مقام و ابو جهل را آن سزا دادند . زيرا ابو بكر آنچه مال داشت در برابر امر حق نثار كرد و نور سرور در باطن وى پديد آمد و حطام دنيا را جمله برانداخت و عمامه بر سر نگذاشت و پابرهنه شد و گفت : دوستى رسول خدا تاج سر ما است و سينهء ما را لباس تقوى بس است و ابو جهل برعكس او عمل كرد . سورهء - 93 - ضحى - 11 - آيه - مكى - جزو 30 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - وَ الضُّحى . سوگند به روز روشن و چاشتگاه « 1 » 2 - وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى . و به شب كه آرام گيرد و تاريك شود - * - 3 - ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى . خداى تو ، تو را بدرود نكرد و زشت نگرفت و خشم نكرد
--> ( 1 ) - مفسّران نوشتهاند اين سوره سوّمين سوره است كه نازل شد و سورهء اوّل « اقْرَأْ » و سورهء دوّم ( ن وَ الْقَلَمِ ) است . و شأن نزول اين سوره آنست كه روزى جهودان از مصطفى از موضوع ذو القرنين و اصحاب كهف و حقيقت روح پرسيدند ، حضرت گفت : فردا جواب مىدهم و نگفت « انشاءالله » و در نتيجه ، مدّتى وحى قطع شد ! جهودان گفتند خدا به محمد خشم كرده ! اين بود كه اين سوره نازل شد !