احمد بن محمد ميبدى

614

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

سوره 90 آيه 1 1 - لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ . آيه . هرك را دوستى باشد پيوسته در جستن رضاى او است و نظر خود از وى باز نگيرد ، و با وى رازها كند و در سفر و در حضر مراعات او را نگذارد و در هيچ حال سلام و حديث از او باز نگيرد ! و قدمگاه او را عزيز دارد و بجان او سوگند ياد كند ! خداوند يكتا همهء حقايق اين معنى را به رسول اكرم ارزانى داشت ؛ تا جهانيان را روشن گردد كه بر درگاه عزّت هيچ‌كس را آن منزلت و مرتبت نيست كه او راست ؛ نبينى كه بسى احوال رضاى او را نگه داشته ، در قبله خشنودى او را خواسته « 1 » شفاعت گناهكاران را به رضاى او بسته ، هرگز او را از نظر خويش محجوب نكرده ! رازها با او گفته ، در خواب در بيدارى در سفر در حضر او را نگه داشته « 2 » ، و او را در هر حال كفايت كرد « 3 » و در هيچ حال وحى از او نبريده ، در خواب براى او وحى آمده « 4 » سواره در سفر بود و از مكّه براى مهاجرت بيرون آمده بود كه وحى آمد « 5 » و در غار حرا بود كه وحى آمد : إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ يعنى آن كس كه قرآن به تو فرستاده ، تو را به ميهن اصل برمىگرداند و در شادى پيروزى بود كه آيهء إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً نازل شد و از عزيزى او بود كه خداوند بجان او قسم خورد و ( لَعَمْرُكَ ) فرمود ( يعنى بجان خودت ) و از جمله به ميهن او سوگند ياد كرد و فرمود : لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ . و سخن كوتاه ، خداوند در قرآن مجيد چهار هزار جا نام مصطفى و ذكر او كرده كه بعضى به تصريح و بعضى به تعريض است ! سوره 90 آيه 4 4 - لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ . آيه . اين آيه جواب قسم است . خداوند بر آدمى منّت مىنهد كه تو را قد و بالاى راست دادم و خلقت و صورت نيكو دادم و به اندامهاى پيدا و ناپيدا بياراستم ، بنگر كه نطفهء مهين در قرار مكين ( زهدان ) به چه حدّ رسانيدم ! و به قلم قدرت چگونه نگاشتم ، هر عضوى را خلعتى و رفعتى دادم ، بينائى به چشم ، گفتار به زبان ، شنوائى به گوش ، گرفتن به دست ، خدمت به پاى دادم . چون صورت تو ، بت ننگارند به كِشمر * چون قامت تو سرو نكارند به كشور مسكين آدمى ، بدعهد و ناسپاس ! كه فردا شكر آن نعمت‌ها از او خواهند و شكر وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ را ازو بخواهند ! و گويند : اى خواجه‌اى كه امانتهاى ما را عمرى بداشتى ؟ اگر آراسته باز نفرستى ، بارى ( دست كم ) ناكاسته بازرسان ! او را گويند : ما دو ديده به تو سپرديم پاك ، تو به نگاه ناپاك آلوده ساختى ! تا آثار پاكى از آن برخاست و پليد شد ! اكنون مىخواهى كه ديدار مقدّس ما به نظر خويش بينى ، هيهات هيهات دور است دور است ! ما پاكيم و پاكان را شايد « 6 » . سوره 90 آيه 9 - 8 8 و 9 - أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ . آيه . آيا ما دو چشم و دو گوش تو را نداديم تا از آن نيكيها خزينه‌سازى ؟ و آثار وحى در آن تعبيه كنى ؟ و امروز باز سپارى ! تو آن را ميدان دروغ شنيدن ساختى ! و راه گذر صداهاى ناهنجار و پليد كردى ، ما پاكيم و جز شنيدن پاك نشنويم ! دو لب به تو داديم كه جز به سخن حق و راست نگشائى !

--> ( 1 ) - اشاره به آيهء : فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها . ( 2 ) - اشاره به آيهء : وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . ( 3 ) - اشاره به آيهء : أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ . ( 4 ) - اشاره به آيهء : يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ . ( 5 ) - اشاره به آيهء : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . ( 6 ) - اشاره به آيهء : وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ و الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ است .