احمد بن محمد ميبدى
615
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
ما زبانى به تو داديم تا با ما در خلوت راز گوئى ! و با صدق قرآن خوانى و در عبادت در آن فروآرى ، و با دوستان ما سخنگوئى ، تو خود زبان را بساط غيبت ( عيبجوئى كسان ) ساختى ، و روزنامهء جدل و ديوان خصومت كردى ! تو امروز به كدام زبان حديث ما خواهى كرد ؟ چه مفلس كه توئى ! ؟ چه عذر خواهى آورد ؟ سوره 90 آيه 10 10 - وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ . آيه . ما او را راه خوب و بد نشان داديم تا دوچار گمراهى نشود ! خداوند فرمايد : اى بندهء من ، اگر زبان تو را به گفتار ناروا و ناشايست داشت با بستن دهان بر او پيروز شو ! و اگر چشم تو را به ديدار ناروا و ناشايست وادار ساخت ! تو با بستن دريچهء آن بر وى پيروز شو ! سوره 90 آيه 11 11 - فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ . آيه . مسلمانان ، بيدار باشيد كه عقبه ( پل صراط ) در پيش است ، از موى باريكتر ! از شمشير تيزتر ! مىبايد از آن گذشت ! ! گذشتن از اين پل بر كسى آسان است كه بندهاى از بندگان خدا را آزاد كرده باشد ! و گردن خود را از بند گناه رها كرده باشد ! و در روزگار سختى و خشكسالى بىنوايان را خوراك داده باشد ! و يتيم را دست مهربانى بر سر نهاده باشد ! اين است سبب راه نجات و زود گذشتن از پل آزمايش صراط ! سورهء - 91 - شمس - 13 - آيه - مكى - جزو 30 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بنام خداوند فراخ بخشاينده مهربان . 1 - وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها . سوگند به خورشيد و برتافتن آن - * - 2 - وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها . و به ماه كه بر پى خورشيد ايستد - * - 3 - وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها . و به روز كه روشنى پيدا آيد و تاريكى باز برد - * - 4 - وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها . و به شب كه خورشيد پنهان شود و تاريكى بازآيد - * - 5 - وَ السَّماءِ وَ ما بَناها . و به آسمان و به او كه آن را برآورد - * - 6 - وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها . و به زمين و به او كه آن را بگستراند - * - 7 - وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها . و به آدمى و به كسى كه او را راست آفريد - * - 8 - فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها . پس به آدمى بديهايش و نيكيهايش را الهام كرد - * - 9 - قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها . به راستى ، رستگار شد هركه نفس خويش را از كجيها و از گناهان پاك نگاه داشت ( جواب قسم است ) - * - 10 - وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها . و پس واماند و نوميد شد آن كس كه تن خود را فرومايه و گمنام كرد ! - * - 11 - كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها . قوم ثمود پيغمبر خود را دروغ زن گرفت ! - * - 12 - إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها . آنگاه كه برانگيخت شقىترين آنها را « 1 » - * - 13 - فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها . پيغمبر خداى به آنها گفت : بگذاريد اين شتر خدا را ، و اين آبشخور اوست ( روزى نوبت شتر و روزى هم نوبت شما ) « 2 » - * - 14 - فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها . پس پيغمبر را تكذيب كردند و شتر را پى كردند ! پس خداوند بر سر آنها به سبب گناه عذاب فروهشت و آنان را با زمين يكسان كرد ( بكشت ) - * - 15 - وَ لا يَخافُ عُقْباها . و از عاقبت آن هم نترسيد باك نداشت و نمىترسيد ( چنان كه پىكنندهء شتر هم از عذاب خدا نترسيد ! و آن را كشت ) . تفسير ادبى و عرفانى سوره 91 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . به نام او كه مصنوعها نشان از قدرت او ، و مخلوقها بيان از حكمت او ،
--> ( 1 ) - اين شقىترين مرد قوم ثمود قداد پسر سالف بود كه شتر معجزه صالح پيغمبر را كشت ! ( 2 ) - نوشتهاند شتر معجزهء صالح پيغمبر بود كه به درخواست قوم ثمود از سنگ بيرون آمده بود !