احمد بن محمد ميبدى
591
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
به كجا مىرويد ؟ - * - 27 - إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ . اين سخن و اين نامه نيست مگر ياد كردى به جهانيان - * - 28 - لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ . براى كسى از شما كه بخواهد بر راه راست بايستد - * - 29 - وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ . و شما خود نخواهيد مگر آنچه خداوند جهانيان خواهد . تفسير ادبى و عرفانى سوره 81 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، اين كلمهايست كه شنيدنش بهار همه كس است از فرمانبردار و گناهكار و شريف و وضع ، هركس با خضوع و خشوع آن را بشنود لذّتى بالاتر از آن نيابد و آنكس كه با گوش شنوا و محبّت و عشق شنود دربند طعام و شراب نباشد . نوشتهاند : مجنون روزى نقش را ليلى بر ديوار ديد ، شيفتهء نقش او گشت ! هفت شبانهروز در مشاهدهء آن نقش بنشست ، كه هيچ غذا نخورد ! كسى گفتش : اى مجنون ، چگونه هفت شبانهروز بىغذا به سر آوردى ؟ گفت : اى بيچاره ، كسى را كش با نام دوست خوش بود طعام و شرابش كجا ياد آيد ؟ بو بكر شبلى گفت : ياد پروردگارم غذاى من است و ثناى او جامهء من است و شرم از او شربت گواراى من است و نفس من فداى قلب من و قلب من فداى روح من ، و روح من فداى خداى من است . موسى كليم ، چهل شبانهروز به اميد شنيدن سخن حق در انتظار نشست ، كه طعام و شراب به خاطر وى نگذشت ! ليكن چون به طلب خضر رفت براى آموختن دانش در دبيرستان او ، او را يك نيمروز شكيب از غذا نبود ! و به رفيق راه خود گفت : غذاى ما را بياور ! اين است حال عشق ! و عشق به دانائى و زيركى به فتواى عقل به دست نيايد ! كه گفتهاند : عشق آمدنى بود نه آموختنى ! كسى كه اين راه نهپيموده ، منزل آن را كجا داند ؟ او كه محرم عشق نباشد ، دوست را چه نشان پرسد ؟ محرم شدم به عشق و جهان شد مرا حرم * لبّيك عاشقى زدم از جان و دل بهم سوره 81 آيه 1 1 - إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ تا آخر آيهها . مصطفى ( ص ) گفت : هركس خواهد تا قيامت نقد بيند و احوال و اهوال رستاخيز بر او آشكار گردد ، اين آيهها را برخواند ، تا سياست و صعوبت آن روز وى را معلوم گردد چه مىتوان از هول و سختى روزى نشان داد كه همه جا را آتش بىنيازى درزنند ، و با دهرهء « 1 » قهر ، سر دهر بردارند ، و جهان حادث را پراكنده و بر باد دهند و تيغ سياست بر تارك افلاك زنند ، غبار اغيار از دامن بيفشانند و لگام اعدام بر سر مركب وجود كشيده ، خورشيد رخشنده را سياه و تيره كرده ، ستارگان رخشان به سان باران از آسمان بريخته ! و كوههاى باهيبت و صلابت « 2 » فرا روى هم آمده و هموار گشته و بىوزن شده ، درهاى عالم همه درهم گشاده ، و غذاى گناهكاران ، آب داغ و چركشده ، هركسى و هر تنى با كردار خويش جفت و همبر و همسر شود ! كه فرمود : سوره 81 آيه 7 7 - وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ . آيه . بارى ، اى مسكين بنگر ، كه همبر و همسر خود را چه ساختهاى ؟ و كردارى كه همدم تو خواهد بود ، هم در گور و هم در رستاخيز ، چه اندوختهاى ؟ رسول خدا فرمود : مؤمن را روز رستاخيز جاى ايمنى نيست كه ميان دو بيم درمانده و گرفتار شده ، يكى عمر گذشته و ديگرى كارنامهء او كه نداند با او چهكار خواهند كرد از او درگذرند و ببخشند يا او را به آن كارها بگيرند ! و عذاب كنند ؟ و ديگر عمرى ناآمده و نابوده و روزگارى ناديده ! نداند كه حقتعالى درباره او
--> ( 1 ) - كارد ، تيغ ( 2 ) - سختى و سفتى .