احمد بن محمد ميبدى

590

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

است ، همچنين طاعتها و عبادتها و حركتهاى بندگان ، عين دين نيست بلكه سبب و ظرف دين است ! دين جمله سوز و درد است و دنيا جمله حسرت و باد سرد ! قارون كه آن همه مال داشت آن مال مكروه و ناپسند نبود بلكه كشش او بسوى مال دنيا مكروه و ناپسند بود كه از او حقّ خداى را خواستند امتناع نمود . سوره 80 آيه 38 38 - وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ . . . وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ . آيه . اى بسا كسانى كه دانگى و دينارى بخواب نديدند و فرداى قيامت فرعون اهل دنيا خواهند بود كه دل آنها آلودهء حرص دنيا است ! و اى بسا كسان كه مالهاى دنيا را در كف اختيار او نهادند و فردا داغى از اين دنيا به دل وى نمايان نبود و سرانجام مرد دين‌دار بشمار آيد كه با روى روشن و گشاده و با خنده و شادى است ! و مرد دنيا با روى تيره با اندوه و ناكامى نگران حال خويش است . سورهء - 81 - تكوير - 29 - آيه - مكى - جزو 30 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . بنام خداوند فراخ بخشايندهء مهربان . 1 - إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ . آنگاه كه خورشيد در گردانند و در زمين اندازند - * - 2 - وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ . آنگاه كه ستارگان پراكنده شوند و در زمين ريزند - * - 3 - وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ . آنگاه كه كوه‌ها روان شوند و جنبش كنند ! - * - 4 - وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ . و آنگاه كه ماده شتران نجويند و نكوشند . - * - 5 - وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ . آنگاه كه جانوران كه خاك شدند . فراهم آيند ( و زنده شوند ) - * - 6 - وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ . آنگاه كه درياها از يكدگر بر كنند و آن را آتش سازند - * - 7 - وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ آنگاه كه هركس را با همكار و هم دين او جفت كنند - * - 8 - وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ . آنگاه كه دختر زنده به گور كرده را پرسند - * - 9 - بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ . به چه گناه او را كشتند ؟ - * - 10 - وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و آنگاه كه نامه‌هاى كارها بگشايند - * - 11 - وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ . آنگاه كه آسمان را از بالا در كشند ! - * - 12 - وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ . و آنگاه كه دوزخ را برافروزند - * - 13 - وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ . آنگاه كه بهشت نزديك آورده شود - * - 14 - عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ . هركسى بداند كه چه آورده است - * - 15 - فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ - * - 16 - الْجَوارِ الْكُنَّسِ . پس سوگند ياد مىكنم به آن ستارگان باز ايستادگان راست روندگان ، در خانه‌هاى خويش‌شدگان - * - 17 - وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ . سوگند به شب تاريك كه درآمده - * - 18 - وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ . سوگند به بامداد كه دم برزند - * - 19 - إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ . كه اين گفتار فرستادهء پاك نيكو و راست استوار است - * - 20 - ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ . داراى نيروى بزرگ نزد خداوند با پايگاه و جايگاه بلند - * - 21 - مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ . او را فرشتگان فرمان‌بردار ، و استوار نزد خداوند است - * - 22 - وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ . ( محمد ) اين مرد شما ديوانه نيست - * - 23 - وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ . ( محمّد ) جبرئيل را به آن صورت در افق روشن آشكار ديد - * - 24 - وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ . ( محمّد ) در بيان وحى كه در نهان با اوست بخيل و دريغ‌دارنده از شما نيست - * - 25 - وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ . و اين سخن ديو رانده شده نيست - * - 26 - فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ . پس شما از راه راست