احمد بن محمد ميبدى
585
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
حق مىسازند - * - 6 - يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ . آن روز كه زمين بجنبد جنبيدنى ( به دميدن اول ) - * - 7 - تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ . و در پى آن جنبش پسينه مىآيد ( به دميدن دوّم ) - * - 8 - قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ . دلها در آن روز لرزنده و ترسنده - * - 9 - أَبْصارُها خاشِعَةٌ . چشمهاشان ( از خوارى ) فروشده - * - 10 - يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ . ( كافران قريش ) مىگويند : آيا ما را با همان زندگى خواهند برد كه نخست داشتيم ؟ - * - 11 - أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً . آيا وقتى كه ما استخوانهاى پوسيده هستيم باز زنده خواهيم شد ؟ - * - 12 - قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ . به آنان مىگويند : اين بازگشت با زيانكارى است و بايد آمد - * - 13 - فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ . اكنون چنين است تنها يك آواز است - * - 14 - فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ پس آنان را به آن آواز به هامون رستاخيز رانند - * - 15 - هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى . ( اى محمّد ) آيا قصّهء موسى به تو آمد - * - 16 - إِذْ ناداهُ رَبُّهُ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً . آنگاه كه خداى خود را در آن مكان مقدّس بنام ( طوى ) خواند - * - 17 - اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى . ( به او ندا رسيد ) كه برو بسوى فرعون كه او بسيار ( نهمار ) سركشيده - * - 18 - فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى . پس بگو : افتد كه پاك و منزّه شوى ؟ - * - 19 - وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى . و تو را به خدا راهنمائى كنم كه او را بشناسى ؟ ( و بترسى از عذاب او ) - * - 20 - فَأَراهُ الْآيَةَ الْكُبْرى . موسى به فرعون آن نشان مهين را نمود - * - 21 - فَكَذَّبَ وَ عَصى . پس فرعون آن را دروغ پنداشت و سركشيد - * - 22 - ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعى . پس آنگاه برگشت و به نهيب پيش باز شد - * - 23 - فَحَشَرَ فَنادى . پس سپاه فراوان گرد آورد و آواز داد - * - 24 - فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى پس گفت : منم خداوند برترين شما - * - 25 - فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولى . پس از آن خداوند او را به كيفر سخت پسين و سخنان پيشين بگرفت - * - 26 - إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى . در اين كار پندى است مر كسى را كه از خداوند بترسد - * - 27 - أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها . آيا شما سختتريد در آفرينش يا كسى كه آسمان را ساخته است ؟ و بىستون افراشته - * - 28 - رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها . و آن را بلندى داد و هموار و راست كرد - * - 29 - وَ أَغْطَشَ لَيْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها . و شب آن را تاريك و روز آن را روشن ساخت - * - 30 - وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها . و پس از آن زمين را پهن باز كشيد - * - 31 - أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها . از زمين آب و گياهزار و چراگاه بيرون آورد - * - 32 - وَ الْجِبالَ أَرْساها . و كوهها را بر زمين فروگذاشت و زمين را به آن پاى بر جاى بداشت - * - 33 - مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ . كه آذوقه و كالا براى شما و چارپايانتان است - * - 34 - فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى . پس چون آن روز داهيهء مهين بيفتد - * - 35 - يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ ما سَعى . آن روز كه مردم آنچه در دنيا كردهاند به ياد آرند - * - 36 - وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى . « 1 » آن روز كه دوزخ را براى كسى كه بيند به هامون آرند و آشكار سازند - * - 37 - فَأَمَّا مَنْ طَغى . پس آن كس كه سركشيد - * - 38 - وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا . و زندگى دنيا را برگزيد و اين را بجاى جهان ديگر پسنديد - * - 39 - فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى . پس همانا دوزخ جاى او است - * - 40 - وَ أَمَّا مَنْ خافَ
--> ( 1 ) - علماى سلف متفقند كه خداوند بهشت و دوزخ را آفريده و ازلى نيستند و فانى هم نمىشوند زيرا خداوند كه آنها را آفريده براى بقا است نه براى فنا ! و براى ثواب و عقابند و اين دو هرگز فناپذير نيستند .