احمد بن محمد ميبدى
582
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
ديد چون قطره در دريائى و يا ذرّه در هوائى ! زبان حسرت و حيرت بگشاد و گفت : خداوندا ، در درياى شوق تو بسى غرقشدگانند و در باديهء ارادت تو بسى متحيّرانند ! و بر درگاه جلال تو بسى كشتگانند و بر اميد وصال تو بسى دلشدگانند ! نه هيچ طالب را آرام ، و نه هيچ قاصد را رسيدن به كام ! پير طريقت اينجا سخنى نغز گفته : الهى ، اين سوز امروز ما دردآميز است ، نه طاقت به سر بردن و نه جاى گريز است . اين چه تيغ است كه چنين تيز است ، نه جاى آرام و نه روى پرهيز است ، الهى ، هركس بر چيزى است و من ندانم بر چهام ؟ بيمم آنست كه كى دانسته شود كه من كيم ؟ الهى ، اين تن من كان حسرت است ، و دل من مايهء درد و محنت ! مىنيارم گفت كين همه چرا بهرهء من ؟ و نه دست رسد مرا بر كان چارهء من ! سورهء - 78 - نباء - 40 - آيه - مكى - جزو 30 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] جزو سىام : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - عَمَّ يَتَساءَلُونَ . از چه چيز چندان مىپرسند ؟ - * - 2 - عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ . تو را از آن خبر بزرگ مىپرسند - * - 3 - الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ . آن خبر كه در آن مختلفند و خلافگويانند - * - 4 - كَلَّا سَيَعْلَمُونَ . آرى ، به راستى آگاه خواهند شد و خواهند دانست - * - 5 - ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ . پس به راستى عاقبت كار را خواهند دانست - * - 6 - أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً . آيا ما زمين را آرامگاه شما نكرديم ؟ - * - 7 - وَ الْجِبالَ أَوْتاداً . و كوهها را ميخ زمين نكرديم ؟ - * - 8 - وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً . و شما را جفت مرد و زن آفريديم - * - 9 - وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً . و خواب شما را آسودن از رنجها كرديم - * - 10 - وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً . و شب تاريك را بر شما چون جامه پوشانيديم - * - 11 - وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً . روز را براى كسب روزى ساختيم - * - 12 - وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً . و بالاى سر شما هفت آسمان آفريديم - * - 13 - وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً . و آفتاب را چراغ فروزان ساختيم - * - 14 - وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً . و از ميغهاى پرآب ، آب ريزان فروفرستاديم - * - 15 - لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً . تا از زمين دانهها و رستهها بيرون آريم - * - 16 - وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً . و ميوهستانهاى انبوه و هنگفت ( سازيم ) - * - 17 - إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً . روز داورى هنگام حساب خدا با بندگان است - * - 18 - يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً . آن روز كه در صور دمند گروه گروه مىآئيد - * - 19 - وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً و آسمان گشوده شود ، و درها باشد - * - 20 - وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً . و كوهها فرارفتن آرند ، تا زمين از آن تهى گردد ، چنان كه از آن كور آب ( سراب ) تاود و آب نمايد ! - * - 21 - إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً . همانا دوزخ گذرگاه است - * - 22 - لِلطَّاغِينَ مَآباً . كافران و سركشان را بازگشتنگاه است - * - 23 - لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً . اندر آن جاى سالهاى بىشمار بمانند - * - 24 - لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباً . نچشند در آن نه خنكى و نه شراب - * - 25 - إِلَّا حَمِيماً وَ غَسَّاقاً . مگر آب داغ و خونابهء سرد - * - 26 - جَزاءً وِفاقاً پاداشى درخور كردارشان - * - 27 - إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً . چون ايشان اميد حسابرسى نداشتند