احمد بن محمد ميبدى
580
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
- * - 31 - لا ظَلِيلٍ وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ . كه نه سايهدار و نه خنك است و نه از زبانه و تف آتش بازدارنده است ! - * - 32 - إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ . آن زبانهء آتش مانند كاخى بلند شراره مىافكند . - * - 33 - كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ . گوئى كه شتران سياهند - * - 34 - وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ . تفسير آن گذشت - * - 35 - هذا يَوْمُ لا يَنْطِقُونَ . آن روزى كه هيچكس سخن نگويد - * - 36 - وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ . و به آنها اجازهء عذرخواهى داده نمىشود - * - 37 - وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ . تفسير آن گذشت - * - 38 - هذا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْناكُمْ وَ الْأَوَّلِينَ . آن روز روز داورى است كه شما را باهم آورديم و كسانى كه پيش از شما بودند - * - 39 - فَإِنْ كانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ . اگر شما را دستانى است بسازيد ، يا سازى مىتوانيد با من پيش آريد بياوريد - * - 40 - وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ . تفسير آن گذشت - * - 41 - إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَ عُيُونٍ . پرهيزكاران در سايههاى چشمههايند - * - 42 - وَ فَواكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ . و ميوهها از هرچه مايل باشند ( آماده دارند ) - * - 43 - كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( به آنان گويند ) بخوريد و بياشاميد ، گوارا باد بر شما به سبب آن كردار نيك كه در دنيا مىكرديد - * - 44 - إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ . ما نيكوكاران را اينچنين پاداش دهيم - * - 45 - وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ تفسير آن گذشت - * - 46 - كُلُوا وَ تَمَتَّعُوا قَلِيلًا إِنَّكُمْ مُجْرِمُونَ . ( به كافران گويند ) بخوريد و روزگارى اندك برخوردار باشيد كه شما گناهكارانيد - * - 47 - وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ . تفسير آن گذشت . - * - 48 - وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ . و چون به دروغ زنان گفته شود كه نماز گزاريد ، نماز نكنند - * - 49 - وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ . واى بر دروغ پنداران در آن روز ( تكرار آيات قرآن حكمت بسيار دارد ) - * - 50 - فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ . پس از اينكه به قرآن نمىگروند به كدام سخن خواهند گرويد ؟ تفسير ادبى و عرفانى سوره 77 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بسم الله كلمهايست كه هركس آن را بگويد ، خوشى و بهجت دنيا و آخرت دارد و هرگاه اين كلمه بر دل كسى مسلّط و مستولى شود او را از هر كارى غير از ياد خدا باز مىدارد و هرگاه در گفتن آن مواظبت كنيد و مداومت دهد ، از هر هول و ترسى ايمن باشد . بنام خدائى كه بر پادشاهان پادشاه است و پادشاهى وى نه به حشم و سپاه است ، دوربين و نزديكدان و از نهان آگاه و به هر چيز بينا و به هرگاه آگاه و به هر كار دانا ، چه بانگ بلند او را ، چه راز دل ، چه روز روشن ، چه شب سياه . بنام او كه از لطف به مشتاقان خود مشتاق است ، و از نيك خدائى اوست كه با بندگانش عهد و ميثاق است . آب و گل را زهرهء مهر تو كى بودى اگر ؟ * هم به لطف خود نكردى در ازلشان اختيار ! اگرنه به لطف بودى ، كه يارستى كه ياد او به خواب اندر بيند ! و اگرنه عنايت او بودى ، كه توانستى به حضرت او رسيدن ! پير طريقت در مناجات خويش گفت : الهى ، كدام زبان به ستايش تو رسد ؟ كدام خرد صفت تو را برتابد ؟ كدام شكر با نيكوئى تو برابر آيد ؟ كدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد ؟ خدايا ، از ما هر كرا بينى ،