احمد بن محمد ميبدى
568
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً . نه ، هرگز ، نيفزائيم كه او با سخنان و پيغامهاى ما عناد و دشمنى داشت - * - 17 - سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً . « 1 » آرى ، به زودى عذابى سخت فرا سر او نشانم - * - 18 - إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ . او در انديشيد و پيش خود اندازهگيرى كرد ( كه چه كند ) - * - 19 - فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ . پس نفرين كرده شد چون باز با خود اندازه گرفت - * - 20 - ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ . باز او را بنفريدند چون خود را باز انداخت - * - 21 - ثُمَّ نَظَرَ . - * - 22 - ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ . پس نگريست و روى ترش كرد - * - 23 - ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ . آنگاه پشت برگردانيد و گردن كشيد - * - 24 - فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ . پس گفت اين نيست جز جادوئى كه از كسى مىآموزند - * - 25 - إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ . اين نيست مگر گفتهء مردمان ! - * - 26 - سَأُصْلِيهِ سَقَرَ آرى ، او را در آتش خواهم سوزانيد - * - 27 - وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ . چه تو را دانا كرد كه سقر چيست ؟ - * - 28 - لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ . نه گوشت و نه استخوان را ناسوخته نگذارد - * - 29 - لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ . روى و پوست و دست و پاى را سياه مىكند و مىسوزد - * - 30 - عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ . بر تابيدن آتش دوزخ نوزده فرشته سالارند - * - 31 - وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ يَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيماناً . ما دوزخسازان را از فرشتگان ساختيم و اين شماره نوزده را نكرديم مگر براى شوراندن و آزمايش كافران تا آنها را كه تورات دادند يقين كنند و مؤمنان هم بر ايمان خود بيفزايند ، وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا . تا آنها را كه تورات دادند و مؤمنان شكّ و گمان نكنند و تا منافقان و بيماردلان و كافران بگويند : خداوند را از اين عدد نوزده چه اراده كرده است ؟ كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ . آرى ، اين چنان خداوند هركه را خواهد گمراه كند و هركه را خواهد راه نمايد ! و شمار سپاه خداوند جز او كسى نداند و اين دوزخ و اين سخن نيست جز يادآورى و پند مردمان - * - 32 - كَلَّا وَ الْقَمَرِ نه چنان است سوگند به ماه - * - 33 - وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ . و به شب تاريك كه از پس روز مىآيد - * - 34 - وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ . و به بامداد كه روشن مىشود - * - 35 - إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ . ( به آن سوگندها ) كه دوزخ يكى از بزرگ بلاها و مهين عذابها است - * - 36 - نَذِيراً لِلْبَشَرِ . بيمدهندهء مردمان است - * - 37 - لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ . براى هركس از شما كه خواهد پاى پيش نهد تا پاى پس نهد - * - 38 - كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ . هركسى گروگان كردار خويش است - * - 39 - إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ . مگر كسان دست راست ( كه بهشتىاند ) « 2 » - * - 40 - فِي جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ . آنان در بهشتها - * - 41 - عَنِ الْمُجْرِمِينَ . جوياى حال گناهكاران مىشوند و مىپرسند : - * - 42 - ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ . چه چيز شما را به دوزخ افكند ؟ - * - 43 - قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ . گويند : ما از نمازگزاران نبوديم - * - 44 - وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ . و بىنوايان را غذا نمىداديم - * - 45 - وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ . و با خداوندان باطل
--> ( 1 ) - اين آيات دربارهء وليد بن مغيره كافر لجوج آمده . ( 2 ) - هركسى مسئول و مأخوذ به كار خويش است از نيك و بد ، مگر كسانى كه اعتماد به فضل الهى دارند كه آنان مأخوذ به گناه نيستند .