احمد بن محمد ميبدى
567
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
قومى كه ز هرچه دون ما ، پاك زدند * آتش ز غمان دل ، در افلاك زدند از هرچه برون ما است ، چون دور شدند * بر عرش رسيده خيمه بر خاك زدند ! سوره 73 آيه 9 9 - رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا . آيه . چون مىدانى كه خداى جهان و جهانيان او است ، دارنده بندگان و پرورندهء آنان او است ، كاردان و نگهبان او است ، او را وكيل و كاردان خود ساز و بدان كه او بسندهتر از همه كارسازان است ، از تكاپوى خود و شغل خود يكسره بيرون آى و خود را يكسره به او سپار ، روى از همه بگردان و تكيه بر تقدير او كن و دل از خلق بردار و به تدبير او بگذار ، تا راه طلب بر تو روشن شود و سعى و كوشش تو عبث نگردد ! او خداوند يگانه است و بنده بايد خواسته خود را تنها از او خواهد كه گفتهاند : مرد يگانه را سرِ عشقِ ميانه نيست * عشق ميانه درخورِ مردِ يگانه نيست يا عشق ، يا ملامت ، يا راه عافيت * جز جان مرد ، تير بلا را نشانه نيست سوره 73 آيه 10 10 - وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ . آيه . چند جاى قرآن رهبر مردمان را به صبر و شكيبائى فرمان داد ، زيرا كه ترياق بلا صبر است و نشان اهل محبّت و ولاء صبر است ، صبر در محنت بس كارى نيست كه آن خود خلق را عادت است ! مرد مردانه آنست كه در نعمت صبر كند و قدم بر جادّه بندگى نگه دارد ، و از رقم خويش در نعمت پاى بيرون ننهد ، نمرود و قارون و فرعون و هامان و مانند ايشان كه در درياى هلاك غرق شدند ، همه نتيجهء بىصبرى بود كه آدمى در نعمت ، كفور و عنود است و قدمش در نعمت بر جاى نماند و از حدّ خويش درگذرد ، لاجرم در دنيا سرانجام كارشان هلاكت و در عقبى آتش دوزخ باشد كه : إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ جَحِيماً وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً . ( تفسير آن گذشت ) سورهء - 74 - المدثّر - 56 - آيه - مكى - جزو 29 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . بنام خداوند جهاندار دشمنپرور به بخشايندگى و دستبخشاى به مهربانى . 1 - يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ . اى جامه در خود كشيده - * - 2 - قُمْ فَأَنْذِرْ . برخيز و مردم را بياگاهان . - * - 3 - وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ . و خداى خويش را بزرگ دان و بزرگ شناس از هر چيز بزرگتر - * - 4 - وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ . و جامهء خويش را پاك دار ، و نام خويش نيكودار و خوى خود راست دار و كار خويش پسنديده ساز . - * 5 - وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ . و از بدنامى ( و بتپرستى ) دورى جوى ، و از آلودگى بپرهيز - * - 6 - وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ و چيزى مده كه تو را بيش از آن و به از آن دهند ! - * - 7 - وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ . و از بهر خداى خويش شكيبائى كن - * - 8 - فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ . پس آنگاه كه در صور دمند - * - 9 - فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ آن روز روز دشوارى است - * - 10 - عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ . بر كافران نه آسان است - * - 11 - ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً . مرا بگذار با آن كس كه او را آفريدهام - * - 12 - وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً . او را پيوسته مال بسيار دادم - * - 13 - وَ بَنِينَ شُهُوداً . و پسران حاضر پيش او دادم - * - 14 - وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً . و او را كار ساختم كار ساختنى - * - 15 - ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ . پس از آن اميد دارد كه بيفزايم - * - 16 - كَلَّا