احمد بن محمد ميبدى

563

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

تفسير ادبى و عرفانى سوره 72 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . نام خداوندى كه عالمان در وصف جلالش حيران ، عارفان در شهود جمالش گدازان ! واجدان در وجود افضالش نازان ، دوستان در شوق وصالش سوزان ، طالبان در باديهء نيازش خروشان ، محجوران در زاويهء فراقش نالان ، هر عزيزى نام و نشانش را جويان ، هر طالبى حمد و ثنايش را گويان ، هر ذاكرى نسيم وصلش را بويان ، و هر سائلى بر اميد فضلش : پويان‌پويان و دوانند خلايق ، به جهان در * در صومعه و مسجد و در غار و بيابان يكسر همه محوند به درياى تفكّر * برخوانده به خود ، بر همه : لاخان و لامان سوره 72 آيه 1 1 - قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ . آيه . مهتر عالم و سيّد فرزند آدم ، سرور اشراف و مركز عدل و انصاف ، فرستاده به اهل زمين قاف تا قاف ، روزى به منبر شرف برآمد و بر سبيل خطبه به اصحاب خطاب كرد كه : اى جمع‌شدگان در مسجد ، اى شنوندگان مجلس ، بدانيد و آگاه باشيد كه ما را رقم بهترى و مهترى كشيدند و سيادت رسولان به نام ما كردند ، و ما را از حضرت عزّت به پيغام‌برى كلّ عالم فرستادند ، هم به جهان انس و انسيان و هم به عالم جنّ و جنّيان ! همه را در حكم ما كردند و همه را شرع ما فرمودند . چون گروهى از جنّيان در بطن نخله در تهامه به حضرت رسيدند ، به يك دگر سفارش مىكردند كه گوش دهيد ، گوش دهيد ! خاموش باشيد ، به ادب باشيد حرمت حضرتش بجا آريد ، حق او را بشناسيد ، قدر او را بدانيد ، اين آن مهتر است كه خاك قدم او توتياى مقرّبان آسمانها است ، آن جنّيان رسالت او را پذيرفتند و قرآن نامهء خداوند را از جان و دل شنيدند و به قبيله‌هاى خود بازگشتند و به زبان افتخار گفتند : . . . إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً . ما قرآنى شنيديم كه از فصاحت و بلاغت آن در شگفت بمانديم ، قرآنى كه روح توانائى و دانائى است ، چراغ روشنائى و آشنائى است . شاه راه سلامت ، معراج كرامت ، راحت هر جراحت ، خنك آن كس كه قرآن رهبر او است و توفيق رفيق راه او ، كسى كه قرآن انيس او است ، يقين دان كه خداوند جليس او است . موسى كليم هنگام مناجات سؤال كرد : خداوندا ، ميدان مواصلت كجا است ؟ خلوتگاه مناجات كجا است ؟ كجات يابم ؟ به كجات جويم ؟ فرمان آمد : اى موسى ، در خلوت با يادكنان خود نشينم و بر بساط انبساط دوستان را نوازم ، من انس جان كسى هستم كه با نام منش انس است ، من يادگار دل كسى هستم كه يادگارش سخن من است ، من دوست اويم كه او دوست من است . سوره 72 آيه 3 3 - وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا . آيه . جلال و عظمت او ، كبريا و عزّت او از وهمها و فهمها بيرون است و كس نداند كه چون است ؟ سزاى ثناى خود ، خود داند و قدر عظمت خويش ، خويش شناسد عرش عظيم در عظمت قدرتش ذرّه‌اى است ، و وجود همه عالم از درياى وجود او قطره‌اى است ، از دور آدم تا انتهاى خاتم همه فهمها و وهمها در درياى صفات او غوص همىكنند ، تا بر نشانى از نشانهاى او آگاه شوند و هر لحظه‌اى ايشان را حيرت در حيرت بيفزايد ! و همگى به زبان حال گويند : وصّافِ تو را وصف چه داند كردن ؟ * تو خود به صفات خود چنانى كه توئى