احمد بن محمد ميبدى

528

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

و باز راز احديّت باشد . حسين منصور حلّاج را ، از زهد پرسيدند ، گفت : تنعّم دنيا بگذاشتن ، زهد نفس است و نعيم آخرت بگذاشتن ، زهد دل است و ترك خويش به گفتن ، زهد جان است . آنان كه در دنيا زاهد شدند در سراى رضوان فروآمدند ، آنها كه در بهشت زاهد شدند به مقام قدس فروآمدند ، و آن طايفه كه در خودى خود زاهد شدند ، ايشان را سيلاب وادى لا إله الّا اللّه در ربود ، و در اين سراى از آنان خبرى نه ، در آن سراى هم اثرى از آنها نيست ! در سراپرده احديّت فروآمدند و در بارگاه صمديّت ايشان را بار دادند . سوره 62 آيه 2 2 - هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا . آيه . اين آيت ، صفت مهتر عالم و سيّد فرزند آدم است ، يتيم بود از صدف قدرت برآمده ، آفتابى روشن از فلك اقبال بتافته ، درختى شگرف از بوستان دولت برآمده ، خداوند او را به حقيقت نبوّت مزيّن كرده و به مردمى نادان و نادبيران فرستاده ، چه خلقى ؟ كه از حق بىخبران و در جهان حيرت سرگردان . چون قدم در عالم بعثت نهاد ، بساط شرع گسترد ، و چنان كه ميزبان بهر ميهمان سفره نهد و آواز دهد ، او سفرهء اسلام نهاد و صلاى دعوت آواز داد . جان پاكان گُشنهء عدل تو بود از ديرباز « 1 » * سفره اندر سدره بنهادى و در وادى صلا اى يتيمى ديده ، اكنون با يتيمان لطف كن * واى غريبى كرده اكنون با غريبان كن سخا سيّد عالم ، سفرهء دعوت بنهاد ، و به صلا آواز داد « 2 » خواجگان قريش اجابت نكردند و گفتند ما را عار است كه بر سفره گدايان و درويشان نشستن ! فرمان آمد كه اى سيّد ، از اينان چه رنج مىبرى ؟ سرشت پليد ايشان نه از آن اصل است كه هرگز نقش نگين تو پذيرد . سوره 62 آيه 5 5 - . . . كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً . آيه . مثل ايشان مثل خر است كه بر گردهء او دفتر و جزوهء كتاب باشد ، خر را از آن دفتر چه سود ؟ كه هوش و گوش دريافت ندارد ! ايشان را نيز از دعوت چه سود ؟ كه بر گوش و بر دلشان مهر بيگانگى است و بر ديده‌شان پردهء غفلت ! نه زبانشان سزاوار ذكر ما است و نه دلشان بابت مهر ما . اگر نقد دين مىجوئى و سوز عشق ما مىطلبى ، از دلهاى درويشان صحابه جوى ! كه در دلشان سوز عشق ما است ، و در سرشان خمار شراب ذكر ما ، دل ايشان حريق مهر و محبّت ، و جانشان غريق نظر لطف ما است . اين درويشان ز وصل ، بوئى دارند * گوئى ز شراب مهر ، جوئى دارند در مجلس ذكر ، هاوهوئى دارند * مَى نعره زند كزو چنوئى دارند سوره 62 آيه 9 9 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ . آيه . خداوند در اين آيت بندگان را به كارى از كارهاى دين مىخواند كه تمامى و كمال دين در آن است ، و از كيفر گناه رستن به آن است ، و بهشت جاودان يافتن در گزاردن آن است . و آن نماز آدينه است . مىگويد : اى شما كه گروندگان و دوستان و آشنايانند و پيغام را پذيرفته‌اند و فرمان برداشتند ، چون شما را به نماز آدينه بخوانند ، آهنگ آن كنيد كه شما را به من مىخوانند ، آهسته آئيد و به وقار آئيد ، نخست به غسل ( شست‌وشو و مسواك ) و ديگر جامهء بهتر ، ديگر بوى خوش ، ديگر به گاه آمدن ، ديگر مسلمانان را نرنجانيدن ، ديگر خطبه گوش دادن ، كه همه اين كارها سنّت رسول خدا و فرمان او است .

--> ( 1 ) - گشنه ، عاميانهء گرسنه است كه در فارسى بسيار متداول است . ( 2 ) - صلا ، دعوت نماز و يا غذا است .