احمد بن محمد ميبدى
476
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
گردانند ( و از آن غافل نشينند و نپذيرند و گويند اين جادوئى است شدنى ! 3 - وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ . رسول خدا را دروغزن گرفتند و به راه هواى نفس خويش رفتند ( كه كافر شدند ) و هر كارى آخر در جاى خود آرام مىگيرد . 4 - وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ . درصورتىكه ايشان را از خبرهاى پيشينيان خبرى آمد كه جاى آن هست كه از تكذيب آن بازايستند ! و از كفر بر كنار شوند ! 5 - حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ . با آنكه سخن راست و بر جاى خود رسيده است ولى به چه كار آيد بيم نمودن و بيمدهندگان از گروهى كه نمىخواهند ايمان آورند ؟ 6 - فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلى شَيْءٍ نُكُرٍ ، پس محمّد ، از ايشان روى گردان و فروگذار آن روز كه بازخواننده آنها را به چيزى دشوار و ناپسند بازخواند . 7 - خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ . درحالىكه چشمهاى آنان فروشكسته و فروشده ، از گورها بيرون آيند مانند ملخها كه مىپراكنند ! 8 - مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكافِرُونَ هذا يَوْمٌ عَسِرٌ . درحالىكه با چشمهاى دورمانده بسوى اسرافيل مىشتابند و كافران مىگويند : اين روز دشوارى است ! 9 - كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنا وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ . پيش از اينان قوم نوح پيغام را دروغ شمردند و بندهء ما را دروغزن گرفتند و گفتند او ديوانه است و او را مىترسانيدند و مىراندند ! 10 - فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ . پس نوح خداى خويش را خواند و گفت : من شكست يافتم ، مرا و دين مرا يارى كن . 11 - فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ . پس درهاى آسمان را بازگشاديم با آبى سختبار و زوردار . 12 - وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ . و ما چشمههاى زمين را برگشاديم پس آبها بهم آمد و بر كارى و فرمانى كه ساخته و بازانداخته بود درهم رسيد ! 13 - وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ . و نوح را بر كشتى از تخته و ميخها و تنابها سوار كرديم . 14 - تَجْرِي بِأَعْيُنِنا جَزاءً لِمَنْ كانَ كُفِرَ . كه به ديدار دو چشم ما بر آب مىرفت ، اين است پاداش آن مرد خدا كه به او كافر شدند ! 15 - وَ لَقَدْ تَرَكْناها آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ . ما آن كشتى را نشانى از خود درين جهان گذاشتيم ، آيا هيچ پندپذيرى هست ؟ 16 - فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ . پس چگونه باشد عذاب من و سرانجام ترسانيدن من ؟ 17 - وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ . ما قرآن خواندن و ياد گرفتن آن آسان ساختيم ، پس آيا جويندهء دانش و پندگيرندهاى هست ؟ 18 - كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ . قوم عاد ، رسول خود را دروغگو گرفتند پس