احمد بن محمد ميبدى

477

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

( خداوند فرمود ) چگونه بود گرفتن من و سرانجام ترسانيدن من ؟ 19 - إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ . ما فروگشاديم بر آنها بادى سخت و تند در روزى شوم بر جاى و فراخ شرّ ! 20 - تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ . مردمان را درمىكشيد ، گوئى كه آنها بنهاى درخت خرمايند كه بر زمين افتاده‌اند ! 21 - فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ . پس چگونه است ( چون ) باشد گرفتن من به عذاب و ترسانيدن آنها ؟ 22 - وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ . ما آسان كرديم ياد گرفتن و خواندن قرآن را ، آيا هيچ پندپذيرى هست ؟ 23 - كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ . قوم ثمود بيم‌دهندگان را به دروغ گرفتند . 24 - فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ . پس گفتند ، آيا يك نفر از ميان ما ( صالح ) سزاوار آن باشد كه ما او را پيروى كنيم ! پس ما اكنون در گمراهى و خطا و بىهوشى باشيم ! 25 - أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ . آيا از ميان ما همه ، پيغام بر او افكندند ؟ نه ، بلكه او ( صالح ) دروغ‌زنى است خودپسند و متكبّر ! 26 - سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ . آرى ، به‌زودى آگاه ( شوند ) كه دروغ‌زن متكبّر كيست ؟ 27 - إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ . ما فرستندهء ماده شتر ( معجزهء صالح ) بسوى آنها هستيم ، پس تو چشم بر ايشان داشته باش و شكيبائى كن . 28 - وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ . به آنان خبر كن كه آب ميان ايشان و شتر بخش‌بندى شده و هر آشاميدنى به آن آماده شده ، يك روز بهرهء شتر و يك روز بهرهء ايشان باشد . 29 - فَنادَوْا صاحِبَهُمْ فَتَعاطى فَعَقَرَ . پس مرد خويش را ( قدارنام ) آواز دادند و بازخواندند ، و او شتر را دست برد و پى زد . 30 - فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ . پس چون باشد گرفتن من و ترسانيدن من آنان را ؟ 31 - إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً واحِدَةً فَكانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ . ما يك بانك سخت به آنها فرستاديم پس آنها مانند برگ ريز كه با آن سايه‌بان مىسازند گشتند ! ( و بر زمين افتادند ) 32 - وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ . ما خواندن و ياد گرفتن آن قرآن را آسان كرديم پس آيا پندپذيرى هست ؟ 33 - كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ . قوم لوط بيم‌دهندگان را دروغ‌گو خواندند ! 34 - إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ . ما بر ايشان سنگ باريديم مگر كسان لوط را كه در آخر شب آنان را بيرون برديم و نجات داديم . 35 - نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ . نيكوكارى از نزد ما است كه اين‌گونه سزا مىدهيم