احمد بن محمد ميبدى

475

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

است ! و از آن گمان و پندار خود از خدا آمرزش و بخشايش بخواهد . از اين عجب‌تر آنكه موسى ديدار خدا خواست و لَنْ تَرانِي شنيد ! و تاوان آن توبه و پشيمانى بود ! ولى چون نوبت به مصطفى رسيد ، ديدهء او را توتياى غيرت دركشيدند و به او گفتند : اى محمّد ، با آن ديده كه ما را خواهى ، بنگر كه به عاريت به كس ندهى ! مهتر عالم پردهء عزّت بر ديده بست و به زبان حال گفت : بربندم چشم خويش نگشايم نيز * تا روز زيارت تو اى يار عزيز ! لاجرم ، چون محمّد حاضر حضرت گشت ، جلال و جمال احديّت بر ديدهء او كشف كردند و به زبان حال گفت : همه تنم دل گردد چون با تو راز كنم * همه جمال تو بينم چو ديده باز كنم ! گفته‌اند : موسى چون از مناجات بازگشت نور هيبت با او بود ، لاجرم هركه در او نگريست نابينا شد ! ولى چون مصطفى از مشاهدت بازگشت با او نور انس بود تا هركه در او نگرد بر بينائى وى بيفزايد ! كه آن مقام اهل تلوين و اين مقام اهل تمكين است . سوره 53 آيه 10 10 - فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى . آيه . ) پس از بازگشتن از معراج ) قومى از مصطفى پرسيدند كه آن وحى شب معراج چه بود ؟ مصطفى ، آن‌قدر كه حوصلهء آنها برتافت گفت : خداوند از امّت من گله كرد كه من به نيك‌عهدى براى امّت تو در دوزخ جائى نيافريدم ! و آنان به بدعهدى خويش خود را به كوشش به دوزخ انداختند ! اى محمد ، عزيز او است كه من عزيز كنم و ذليل او است كه من ذليل كنم ، ايشان عزّت از جاى ديگر مىجويند و ذلّت از جاى ديگر مىبينند ! اى محمّد ، ما روزى كه نامزد اينان كرده‌ايم به ديگرى ندهيم و ايشان عملى كه حق ما است به ريا به ديگرى مىدهند ! اى محمّد ، نعمت از ما است و اينان ديگرى را سپاس گزارند ! اى محمّد ، با امّتهاى پيشين چهار كار كردم كه با امّت تو نكردم ! قومى را به زمين فروبردم ، قومى را مسخ كردم و صورت بگردانيدم ، قومى را سنگ‌باران كردم و قومى به آتش‌سوزى سوزانيدم ! و از بهر شرف و جاه تو با امّت تو از اين هيچ‌چيز نكردم . رسول خدا ، چون از درگاه عزّت آن همه اكرام و اعزاز ديد گفت : بار خدايا : امّت مرا جمله به من ببخش ، فرمان آمد كه اى محمّد ، امشب كه تنها آمدى يك سوّم تو را بخشيدم و روز رستاخيز بقيهء گناه امّت را به تو بخشم تا عالميان مقام و منزلت تو را نزد ما بدانند ! سوره 53 آيه 11 11 - ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى . آيه . در خبر است كه بامداد آن روز كه شبانگاه به معراج بود ، از آغاز سفر خود به زمين تا به بيت المقدس خبر داد ، عزيزان صحابه همگى شاد شدند و قبول كردند و اين خبر در مكّه منتشر شد ولى ابو جهل باور نكرد و راست و دروغ آن را به ابو بكر رجوع كرد كه او هم صحّت آن را كاملا تصديق كرد ! سورهء - 54 - قمر - 55 - آيه - مكى - جزو 27 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . بنام خداوند فراخ بخشايش مهربان . 1 - اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ . رستاخيز نزديك است و ماه بازشكافت . 2 - وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ . اگر نشانى از كارهاى شگفت بينند روى