احمد بن محمد ميبدى

377

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

پير روشن ضمير گويد : اى جوانمرد ، هركه جلال حق بدانست و از صنع وى با وى نگريست مقصدش درگاه بود و دست تضرّعش از دو جهان كوتاه و پاى عشقش هميشه در راه و دلش در قبضهء قدرت پادشاه بود ! بر ظاهرش كسوت عبوديت ، در باطنش حليهء اسرار ربوبيّت ! به روز در راز و به شب در ناز باشد ! اينكه شب و روز و خورشيد و ماه را نشان قدرت خود خواند ، نه آن را گفت كه تو صورت آن را بينى و از آن درگذرى ، بلكه آن را گفت تا تو در آن تفكّر كنى و حقايق آن بازجوئى و به رموز و اشارات آن‌گاه شوى و بدانى كه شب خلوتگاه دوستان است و ميعاد آشتىجويان ، وقت نياز مريدان ، و هنگام ناز عاشقان ! بنده بايد كه روز با خلق خدا در سعى بود و شب با حقّ در قدم صدق باشد ، به روز راه جويد و به شب راز گويد ! تا حقّ شب و روز را ادا كرده باشد ، و از صورت به صفت و سيرت رسيده باشد . . . . لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ . آيه . آدم در آن حال كه به زلّت دوچار شد بسيار بگريست و به آخر سجدهء توبه آورد و توبهء او در سجده مورد قبول يافت ، بشكر اين نعمت به سجده شتافت ، اول سجدهء عذر بود و دوم سجدهء شكر ، چنان كه بندگان را در نماز دو سجده است يكى عذر زلّتها خواستن و ديگر شكر نعمتها كردن . بزرگان گفته‌اند : اين دو سجده كه بنده در حال عبادت آرد ، يكى حكايت حال ازلى است كه چون خداوند فرمود : أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ؟ همه ( بلى ) گفتند و به سجده افتادند و سجدهء ديگر حكايت از حال ابدى است در وقت ديدار خداوند اندر بهشت ، به بيان ديگر يك سجده در حال وجود است و ديگر در حال شهود . سوره 41 آيه 46 46 - مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها . آيه . بندهء مؤمن چون به‌وقت نماز و هنگام راز دو سجده بيارد ، خود را از آن عزيزان شمارد ، چون دين خداوند كه سبب رستگارى و مايهء آشنائى است بناى آن بر دو چيز است ، يكى نمايش از حق و ديگرى روش از بنده ، نمايش از حق آنست كه نشانهاى خود را در آفاق و انفس نماياند ، و روش از بنده آنست كه : هركس كار نيك يا بد كند براى خود كرده است . سوره 41 آيه 53 53 - سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ . آيه . نمايش آيات ، هم در آفاق است و هم در انفس ، نمايش در آفاق ، نظر كردن در ملكوت آسمانها و زمين است و سير در آفاق همانا انديشهء حوادث روزگار در زمين و اوضاع و احوال ملتها و دولتها و پادشاهان و پيروزيها و شكستها است و سير در آسمانها از خورشيدها و ماه‌ها و كهكشانها و بادها و باران و رعد و برق و توفان كه همه و همه باعث عبرت و سبب حيرت فرزند آدم است ! نمايش در انفس نظر كردن در آفرينش خويشتن است كه مىفرمايد : در خويشتن بنگريد و در نهاد خويش انديشه كنيد كه خداوند چه دقايق حكمت و حقايق صنعت به قلم لطف بر لوح اين نهاد ثبت كرده ؟ و آثار تكريم بر او نهاده ، سرى كه سراپردهء خرد است مجمع حواس ساخته و آدمى به علم و عقل ، قيمت گرفته چون كمال او به عقل است و جمال او به علم . پيشانى او چون تختهء سيم آفريد و دو ابرو بر مثال دو كمان بر او ساخت . دو نقطهء روشنائى در دو نقطهء تاريكى وديعت نهاد ، هزاران گل سرخ از گلشن روى نمايان ساخت ، 32 دندان مانند درّ در صدف دهان نهان كرد ، از آنجا كه بدايت لب است تا آنجا كه نهايت گلو است 29 منزل آفريد و آن را مخرج 29 حرف گردانيد . از دل سلطانى به‌وجود آورد و از سينه او را ميدانى ساخته ، و دو دست گيرا و دو پاى روا آفريده ! اين‌همه كه خلعت خلقت است و جمال ظاهر ! و برتر از آن كمال و جمال باطن است ، پس در لطيفه‌هاى