احمد بن محمد ميبدى

376

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

50 - وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ . و اگر او را از پس تنگى و دشوارى كه به دو رسيده بخشايشى بچشانيم ، گويد اين سزاى من و ارزانى خود من است و نه پندارم كه رستاخيزى به پا شود ! و اگر مرا به خداوند برند نزد او براى من آنچه نيكوتر ، موجود است ! پس ما آنها را به آنچه مىكردند خبر كنيم و از عذاب بزرگ ايشان را خواهيم چشانيد . 51 - وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ . و آنگاه كه با مردم نيكوئى كنيم و بر او نعمت گسترانيم ، از شكر روى گرداند و به يك‌سو بيرون شود ! و چون بدى به او رسد ، با بانگ بلند خدا را مىخواند ! 52 - قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ . ( اى محمّد ) بگو به آنها ، چه بينيد ، اگر اين پيغام كه آوردم از پيش خدا است و شما به آن كافر مىشويد ، آن كيست بيراه‌تر از آن‌كس كه هميشه در ستيز است و از راستى و راه راست دور است ؟ 53 - سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ . ما نشانهاى خود را در هر سوئى از جهان و در تنهاى ايشان مىنمائيم تا به آنها پيدا شود كه آن آيات حقّ و راست است ، آيا به خداوند بسنده نيست كه او بر هر چيزى توانا است ؟ 54 - أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ . آگاه باشيد كه مشركان و كافران از ديدار خداوند خويش در شك و گمانند ، آگاه باشيد كه خداوند به هر چيزى احاطه دارد . تفسير ادبى و عرفانى سوره 41 آيه 37 37 - وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ . آيه . كلام خداوندى است كه مُلكش را عزل نيست و كارش را هزل نه ! عزّش را ذلّ نيست و حكمش را ردّ نه ! ملك او به خدم و حشم نيست و عزّت او به خيل و خدم نه ! پادشاهى كه آسمانها ايوان درگاه او ، و زمين بساط قرارگاه خاصان او است ! خورشيد درخشان چون جام زرّين به حكمت او ، و ماه تابان چون چشمهء سيمين به قدرت او است ! و عالم علوى و سفلى همه نشان وحدانيت او است ! بر صنع إله بىعدد برهان است * در برگ گلى هزار گون پنهان است روز ارچه سپيد و روشن و تابان است * آن را كه نديد ، روز و شب يكسان است كسى بخواهد مملكتى را بسزا و كامل بداند و بشناسد نخست در وسعتش نگرد ! سپس در سپاهش نگرد ، آنگاه در كارهايش نگرد ، پس آنگاه در زمام دارش نگرد ! خداوند براى نشان دادن وسعت ملك خود فرمود : بندهء من ، اگر خواهى در ملكم نگرى ، لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، * اگر بخواهى در سپاهم نگرى ، لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، * اگر بخواهى در كارم نگرى فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ ، اگر خواهى در صنعم نگرى ، وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ ، اگر خواهى كه فردا در من نگرى ، امروز با صنع من در من به ديدهء دل نگر ، تا فردا به ديدهء سر نگرى ! كه وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ .