احمد بن محمد ميبدى
375
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
41 - إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ . كسانى كه به سخنان حق كافر شدند ( جزاى كفر ناچار به ايشان خواهد رسيد ) چون اين ذكر ( قرآن ) نامهايست باشكوه و بىهمتا و عزيز . 42 - لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ . به آن قرآن ، باطل ( شيطان ) نيايد نه از پيش آن و نه از پس آن ! كه آن فروفرستادهايست از سوى داناى ستوده . 43 - ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ما قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ . نمىگويند تو را جز آنچه كه به فرستادگان پيش از تو گفته شده ، كه خداوند تو با آمرزش است و با كيفر سخت و دردناك . 44 - وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ . اگر ما اين نامه را به زبان عجم فرستاديمى ( مىفرستادى ) و آن را پارسى كرديمى ( مىكردى ) مىگفتند چرا نشانهاى آن پيدا و گشاده نكردى ( كه ما بفهميم ) آنگاه گويند : آيا قرآن عجمى و پيغمبر عربى ؟ ! بگو به آنها ( اى محمّد ) آن قرآن براى كسانى كه ايمان آوردند رهنما و شفاء است و كسانى كه نمىگروند ، در گوشهاشان گرانى و سنگينى است و آن كتاب بر آنها كورىاى است ، گوئى آنان را از جاى بس دور مىخوانند ! ( كه نمىشنوند ! ) . 45 - وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ . ما موسى را تورات فرستاديم ، و در آن اختلاف كردند و اگر سخنى از جانب خداوند از پيش براى هنگام اجلها و روزيها نبود هرآينه ميان آنها حكم مىشد و عذاب به آنها فرستاده مىشد ! و آنان در اين امر در شك و ترديدند . 46 - مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ . هركس كار نيك كند براى سود خويش كرده و هركس كار بد كند به زيان خود كرده و پروردگار تو به بندگان ستمگار نيست . جزو بيست و پنجم : 47 - إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ ما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ مِنْ أَكْمامِها وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكائِي قالُوا آذَنَّاكَ ما مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ . دانستن روز رستاخيز را به خدا بازگردانند و هيچ ميوهاى از غلاف خويش بيرون نيايد و هيچ مادهاى بار نگيرد و بار نگذارد مگر به دانش او ، و آن روز كه ايشان را خواند و گويد : شريكان من ( كه مىگفتيد ) كجا هستند ؟ گفتند : ( اى خداوند ) ما تو را گفتيم كه از ما كسى گواهىدهنده بر شرك نيست ! 48 - وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ وَ ظَنُّوا ما لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ . آنچه را كه آنان از پيش ، خدا مىخواندند از آنها گم شد ! و يقين كردند كه براى آنها بازگشتى نيست . 49 - لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ . آدمى هرگز از خواستن خوبى زده و سير نمىشود ولى اگر بدى به او برسد ، نااميد و بدانديش است .