احمد بن محمد ميبدى

373

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

نيست ، مترسيد كه روز ترس به سر آمد ، اندوه مبريد كه وقت راست آمد ، شاد باشيد و بنازيد در بهشت كه از دوست به شادى خبر و پيغام آمد . اى جوانمرد ، نيك بنگر ، تا گمان نبرى كه فردا چون مستقيمان راه دين و مشتاقان راه جهان‌آفرين و مستغرقان بحر يقين به مشاهده حق‌تعالى رسند ، ذرّه‌اى از شوق آنان كم شود ! گويند : در جگر ماهى تابش گرمى ( تبش ) است كه اگر همه درياهاى عالم جمع كنى ذرّه‌اى از آن گرمى و حرارت كم نشود ! ايشان امروز در عين شوقند و فردا در عين ذوق ، فردا هرچه شرايع است همه را قلم نسخ دركشند ، و نماز و روزه و حج و جهاد روا باشد كه به پايان رسد و منسوخ شود ، اما پيمان دوستى و عهد معرفت هرگز نشايد كه منسوخ گردد ، چون در بهشت روى ، هر روز كه از شناسائى حق بر تو بگذرد ، بر تو عالمى گشاده شود كه پيش از آن نبوده و اين كارى است كه هرگز به سر نيايد و مبادا كه به سر آيد ! تا من بِزِيَم حرفه و كارم اين است * آرام و قرار و غم‌گسارم اين است روزم اين است و روزگارم اين است * جويندهء صيدم و شكارم اين است سوره 41 آيه 31 31 - نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ . آيه . خداوند مىفرمايد ما دوستان شما در زندگانى هر دوجهان هستيم ! در زندگى دنيا به ايمان ، در زندگى آخرت به آمرزش ، در دنيا به تحقيق معرفت ، و در آخرت به تحصيل مغفرت ، در دنيا رضا به قضاء ، و در آخرت به لقا در سراى بقاء ، در دنيا به محبّت ، در آخرت به قربت ، در دنيا به مشاهدت و در عقبى به معاينت ! اگر آدمى را عمر نوح دهند و همه روزگار خود در شكر اين نعمت و اين كرامت به سر آرد كه خداوند مىفرمايد : ما اولياء شما هستيم ، عمرش به آخر برسد و شكرش به سر نرسد ! چنان كه خداوند در جواب فرشتگان كه به خلافت آدم در در زمين اعتراض كردند فرمود : آنچه من مىدانم شما نمىدانيد ، آنان سر تسليم پيش آوردند و پوزش خواستند . آنگاه خداوند به فرشتگان فرمود : اگر آدميان نااهلند اهلشان گردانم ، اگر دورند نزديكشان گردانم ، اگر ذليلند عزيزشان گردانم ، اگر شما جفاى ظاهر ايشان مىبينيد ، من صفاى باطن ايشان بينم ، اگر شما به مخالفت اعضا و جوارح آنها مىنگريد ، من به موافقت دلها و سرّهاى ايشان مىنگرم ، اگر شما در لباس طاعتيد ، آنان در لباس وصلتند ، اگر شما در جامهء عبادتيد ، آنها در خلعت مغفرتند ، اگر شما دست به عصمت خود زده‌ايد ، آنان دست به رحمت ما زده‌اند ، عصمت شما چه اثر دارد اگر قبول ما نبود ؟ و معصيت آنها چه ضرر دارد چون مغفرت ما بود ؟ آنان برداشتهء لطف ازلند و نواختهء فضل ابد ، و لغزش و زلل هيچ‌گاه به ازل مزاحمتى ندارد ! بايزيد بسطامى ، در راهى مىرفت ، آواز جمعى شنيد ، خواست كه آن حال بازداند ، نزديك رسيد كودكى ديد در لجن ( لژن ) سياه افتاده و خلقى به نظاره ايستاده ! ناگاه مادر كودك از گوشه‌اى در دويد و خود را ميان لجن افكند و آن كودك را برگرفت ، بايزيد چون اين را بديد وقتش خوش گشت ، و نعره‌اى بزد و مىگفت : شفقت بيامد آلايش ببرد ! محبّت بيامد معصيت ببرد ، عنايت بيامد جنايت ببرد ! سوره 41 آيه 33 33 - وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ . اين آيت در وصف مؤذّن ( اذان‌گو ) است ، ( در سورهء مائده سخنى چند در آداب و فضيلت اذان‌گويان برفت ) خداوند در اين آيه به مؤذّنان امّت پنج كرامت مرحمت فرموده : كرامت اوّل : ثناى جميل است و پسند خداى كريم كه در حق او فرمود : من احسن قولا . كدام سخن