احمد بن محمد ميبدى

35

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

88 - وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً . و كافران گفتند خداوند فرزند گرفته است ! 89 - لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا . هرآينه شما امر بسيار بزرگ و شگفت‌آورى آورديد ! ( كه براى خداوند فرزند گفتيد ) . 90 - تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا . نزديك باشد كه آسمانها بشكافند و از گفتار آنان پاره شوند و زمين شكافته شود و كوه‌ها شكسته و پاره گردند ! 91 - أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً . كه براى خداوند فرزند خواندند ! ( فرشتگان را فرزند خدا گفتند ) . 92 - وَ ما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً . سزاوار نيست خداوند را كه فرزند گيرد ! 93 - إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً . نيست هركه در آسمان و زمين است مگر آنكه بر بندگى نزد خدا آيند . 94 - لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا . خداوند آمار كارها و نفوس همه را دانسته و همه آنها را شماره كرده شماره‌كردنى ! 95 - وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً . و همه آنان در روز رستاخيز تنها خواهند آمد . 96 - إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا . كسانى كه بگرويدند و كارهاى نيكو كردند ، خداوند آنان را به دل دوست دارد ! 97 - فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا . اين قرآن را ما بر زبان تو آسان كرديم تا پرهيزكاران را بشارت دهى و گروه ستيزه‌كشان و پيچندگان را بيم دهى ! 98 - وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً . چقدرها از ايشان كه ما از سابق تباه كرديم ، آيا هيچ‌كس از آنها مىبينى ؟ يا هيچ آوازى و حسّى و حركتى از ايشان مىشنوى ؟ تفسير ادبى و عرفانى سوره 19 آيه 61 61 - جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَهُ بِالْغَيْبِ . آيه . خداوند زمين و آسمان ، نيكوكار مهربان ، لطيف نشان ، و كريم پيمان ، و قديم احسان ، بندگان خود را تشريف مىدهد ، و بفضل و لطف خود ايشان را مىنوازد ، وعدهء راز و ناز و نعمت مىدهد ، وعده‌اى نيكو ، تشريفى به كمال ، خلعتى تمام ، و فضل بىنهايت ! همهء قدسيان آسمان خواستند تقديس خود را از اين خلعت و كرامت و نواخت كه به خاكيان دادند به غارت دهند ! . پس بنابراين : بنگر كه به خاكيان به چشم حقارت ننگرى ، كه ايشان مقبول شواهد ربوبيت و منبع اسرار فطرت ازلند . اول مشتى خاك بود آلوده ، در ظلمت و كثافت خود بمانده ! در تاريكى نهاد خود حيرت‌زده ، همى از آسمان اسرار ، باران انوار باريدن گرفت ، خاك عبير گشت و سنگ گوهر شد ، شب روز شد و روز نوروز گشت ، و بخت فيروز شد ، و تقاضائى از پردهء غيب به صحراى ظهور آمد و بر همه عالم ( از كوه و دشت و دريا ) بگذشت چون به سر خاك انسان رسيد ، عنان بازكشيد و نقاب از جمال دلرباى برگرفت و گفت : اى خاك افتاده ، و خويشتن را بيفكنده ، من تو را آمده‌ام ، آيا سر ما دارى ؟ كه داند كه در اين خاك چه تعبيه‌ها است خداوند فرموده : ما گل دوستان را به زلال رضاى خود سرشتيم ، آنگاه كالبد را بر فتراك دل بستيم و بعالم صورت فرستاديم و گفتيم : اى دل ، تو نديم سلطان غيب باش ! كه خداوند بر دل شما مىنگرد نه به صورت شما ! سوره 19 آيه 65 65 - رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما . آيه . دارندهء آسمان و زمين و عرش و فرش و دريا و خشكى همه او ، غالب بر هر امرى و نافذ بر هر اراده‌اى او ، جهان و جهانيان همه رهى و چاكر او ، هرچه در آسمانها و زمين است همه در حيطهء تملّك او است ، پادشاهى كه ملكش را عزل نه ، عزّش را ذلّ نه ، جدّش را هزل نه و حكمش را ردّ نيست . آورده‌اند كه خداوند به موسى وحى فرستاد كه اى موسى ، من ناگزير توأم ، از همه گريز هست و از من گريز نيست ، از همه چاره