احمد بن محمد ميبدى
ديباچه 6
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
فصل دوم داناترين تفسيركنندگان قرآن از صحابهء رسول : در ميان اصحاب پيغمبر كسانى كه در تفسير قرآن سخن گفتهاند چهار نفر معروفند : حضرت على بن ابى طالب ( ع ) - ابن عبّاس - ابن مسعود - ابىّ بن كعب - و به تصديق عامه و خاصه و سنّى و شيعه حضرت على ( ع ) در علم تفسير از ديگران فائقتر و برتر و بالاتر است - ابن عبّاس گويد : على علم را از پيغمبر آموخت و پيغمبر از خداوند . پس علم پيغمبر علم خداست و علم على علم پيغمبر است و علم من از علم على است و همه علم من و علم اصحاب پيغمبر در برابر علم على قطرهاى است در برابر دريا ! نيز ابن عبّاس گويد : شبى از شبها على مرا گفت : چون نماز خفتن گزارده باشى نزد من آى تا تو را فايدتى دهم ، شبى كه از پرتو مهتاب ، بسيار روشن بود نزد او رفتم پرسيد : تفسير الف الحمد چيست ؟ گفتم على بهتر مىداند . يك ساعت در تفسير الف سخن گفت . پرسيد تفسير لام الحمد ؟ گفتم شما بهتر مىدانيد . يك ساعت ديگر در تفسير لام سخن گفت - همينگونه از تفسير حاء و ميم و دال پرسيد و جواب دادم على بهتر مىداند ، همان گونه ساعتها دربارهء تفسير آنها سخن گفت تا صبح صادق از افق مشرق سر برزد . ابن عباس گفت علم من در برابر علم على مانند سنگ آب كوچكى است در مقابل دريا . وقتى على سخن مىگفت ، گوئى از پس پردهء غيب ، عالم لا ريب را مىبيند و با جودت فكر ثابت و اصابت راى ثاقب خود ، كلمات را مىشكافد و بيان مىكند ! دربارهء برترى و مزيت على همينقدر بس كه عمر خطاب گويد : هركس مشكلى از قرآن دارد از ابن عباس پرسد . و ابن عباس خود دربارهء على آنچنان گفته است كه بيان شد و چون او هم كسب علم قرآن از على ( ع ) كرده بود دربارهء احاطهاش بتفسير قرآن نوشتهاند : يك روز جماعتى اهل تفسير نزد ابن عباس آمدند و مشكلات تفسير را از او پرسيدند همه را به صواب جواب گفت ، گروهى مقريان و قرّا آن آمدند و مشكلات قرائت را پرسيدند همه را به بهترين وجه جواب داد ، قومى از حلال و حرام پرسيدند قوم ديگر از مشكلات لغت عرب و از شعر پرسيدند همه را پاسخ كامل داد . يكى از صحابه بلند شد و سر و روى او را بوسيد و گفت قربانت گردم اين همه دانش و معرفت از كه آموختى ؟ گفت هرچه از دانشها دارم همه از على بن ابى طالب است . فصل سوم تفسير قرآن را چه كسانى رسد و حكمت آيات محكم و متشابه چيست ؟ ابن عباس گويد : ( نقل از على ( ع ) تفسير قرآن چهارگونه است : 1 - تفسيرى كه علماء مىدانند . 2 - تفسيرى كه عرب مىداند . 3 - تفسيرى كه همه بايد بدانند ( احكام حرام و حلال ) . 4 - تفسيرى كه كسى جز خداوند نمىداند ، و هركس ادعاى تفسير كامل كند بسيار دروغگو است ، و بايد دانست كه تفسيركننده و حكايتكننده باهم فرق بسيار دارند ، كه هركسى حكايت كند ، نقل از گفتهء مفسران است و از اين جهت ميان علماء اختلاف است كه آيا هر عالمى را رسد كه قرآن را تفسير كند به ذات خويش يا نه ؟