احمد بن محمد ميبدى
541
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
28 - الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلى إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . كسانى كه فرشتگان آنها را مىميرانند ، ستمكاران بر نفس خويش هستند و خويشتن در دست فرشتگان بيفكنند و گويند : ما هرگز بدى نكرديم ! آرى ، خداوند به همهء آنچه كردند آگاه و دانا است . 29 - فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ . پس به آنها گفته مىشود كه : درآئيد از درهاى دوزخ و در آن جاودان بمانيد ، كه بد بازگشتى است براى گردنكشان ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 10 - هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً . آيه . ( هُوَ ) اشاره به ذات خداوند و ( الَّذِي ) اشاره به صفات او و ( أَنْزَلَ ) اشارت به افعال او است ، تا بدانى كه خداوند هم ذات است هم صفات و هم افعال . در ذات قديم ، در صفات كريم ، در افعال حكيم . در ذات بىشركت ، در صفات بىشبهت ، در افعال بىعلّت . بنده نظارهء صنع وى كند ، پس از صنع نظارهء صفات و پس از آن نظارهء ذات كند . اين است مقام و روش سالكان و درجات معرفت عارفان . در نظارهء صنع تفكّر بايد ، در نظارهء صفات علم بايد ، در نظارهء ذات تذكّر بايد . كه : خداوند ابتدا فرمود : لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ . بعد از آن فرمود : لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ . سپس فرمود : لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ . كه با اين ترتيب معرفت حاصل مىشود : اوّل - تفكّر ، بعد علم ، بعد تذكّر در سايهء دوام علم . پس نخست آدمى فكر مىكند و نظرى از روى فكر اتّخاذ مىكند ( به شرطى كه در نظرش خللى نباشد ) در صورت درستى نظر ، تحصيل علم بر او واجب مىشود ( فرقى ميان علم و عقل در اينجا نيست ) پس از آن نظر را ادامه مىدهد و آن تذكّر است و يادآورى آنچه كه گفته است . 14 - وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ . آيه . از روى ظاهر آيت ، خداوند درياهاى زمين را مسخّر خلق گردانيد تا كشتى دران روان سازند و سودها برند . امّا از روى باطن ، خداوند در نفس آدمى درياها را آفريده كه انسان در آن غرق گرديده : يكى درياى شغل ، ديگرى درياى غم ، ديگرى درياى حرص . چهارم درياى غفلت ، پنجم درياى تفرقت و جدائى . و اين درياها را كشتىها است ، هركه در كشتى توكّل نشيند از درياى شغل به ساحل فراغت رسد ، و هركه در كشتى رضا نشيند از درياى غم به ساحل امن رسد ، هركه در كشتى قناعت نشيند از درياى حرص به ساحل زهد رسد ، و هركه در كشتى ذكر نشيند از درياى غفلت به ساحل بيدارى و آگاهى رسد ، هركه در كشتى توحيد نشيند از درياى تفرقت و جدائى به ساحل جمع و اتّحاد رسد . 17 - أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ . آيه آفريده هرگز چون آفريدگار كى بود ؟ كرده هرگز به كردگار كى ماند ؟ در همه جا خدا است كه يگانه و يكتا است . در ذات بىشبهه ، در قدر بىنظير ، در صفات بىهمتا ، خالق را به مخلوق شبيه دانستن خطا است ، و راه تشبيه راه جفا است . امّا اثبات صفات ، تشبيه نيست و تقديس در نفى صفات ، جز مذهب ابليس نيست ، از هست گفتن تشبيه نايد ، بلكه از مانند گفتن تشبيه آيد ، هركه تشبيه كرد كافر است ، چنان كه چون نيست گفت ، كافر است . هركه خدا را مانند خويش گفت ، او خدا را هزار شريك بيش گفت ! هركه صفات او را تعطيل كرد او خود را در دو گيتى ذليل كرد ! 19 - وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ . آيه . در اين آيت تخويف ارباب زلّت و تشريف اصحاب طاعت است ، مىگويد : بر ما هيچ پوشيده نيست نه زلّت عاصيان نه طاعت مطيعان ، فردا هركسى را به سزاى خود رسانيم و جزاى خود دهيم . 20 - وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ . آيه . دليل است كه از آفريده آفرينش درست نيايد ، پس آدمى اگرچه او را حيات و تميز است ليكن آفريدن نتواند و اين دليل است بر اينكه كارهاى آدمى كار خدا است بخلاف عقيدهء قدرىها . پس چون آدمى با حيات و تميز ، آفريدن نتواند ، بتان بىحيات و بىتميز اولىتر نتوانند ! و خداوند آنها را اموات غير احياء مىنامد . [ آيات 40 - 30 ] ( تفسير لفظى ) 30 - وَ قِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ