احمد بن محمد ميبدى
532
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
64 - وَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ . و به راستى و به فرمان حقّ به تو آمديم و ما از راستگويانيم . 65 - فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ . اى لوط ، كسان خود را به شب بيرون بر ، و بر پى ايشان مىرو ، و نبايد كسى متوجّه و ملتفت شما بشود و از همانجا كه بشما مىگويند بگذريد . 66 - وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ . و او را از اين كار خبر كرديم و به او پيغام گذارديم از كارى كه فرشتگان بدان آمدند كه بيخ و بن اين قوم بريدنى است آنگاه كه در بامداد در مىشوند ! 67 - وَ جاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ . و مردم شهر ( سدوم « 1 » ) آمدند و شادى مىكردند . 68 - قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ . لوط گفت : اينها ميهمان منند ، مرا رسوا نكنيد . 69 - وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ . و از خدا بترسيد و مرا شرمنده نكنيد . 70 - قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ . قوم گفتند : آيا ما تو را از پذيرائى بيگانگان بازنداشتيم ( و نگفتيم كه ما غريبان را براى فحشاء مىخواهيم ) . 71 - قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ . لوط گفت : اينك دختران منند اگر ايمان آوريد بشما دهيم . 72 - لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ . به زندگانى تو ( اى محمّد ) سوگند كه آنان در مستى خويش و در غفلت خويش سر در نهادهاند . 73 - فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ . هنگام تابيدن روز عذاب بانگ سخت ( صيحه ) آنها را فراگرفت ! 74 - فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ . پس زبر آن شهر را زير كرديم و باران و سنگ و گل بر آنها باريديم . 75 - إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ . همانا در اينجا نشانههائى است مر نيكنگرندگان ! 76 - وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ . همانا شهر ( سدوم ) سر راه كاروانيان است و جهانيان در آن مىنگرند . 77 - إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ . و در آن نشان آشكارى است براى مؤمنان . 78 - وَ إِنْ كانَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ لَظالِمِينَ . هرچند مردم شهر ايكه « 2 » ستمكارانند . 79 - فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ . تا كين ستديم از ايشان و آن هر دو زمين ( قوم لوط و قوم شعيب ) بر رهگذر مردمند و جلو چشم آنها پيدا و آشكار است . 80 - وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ . مردمان حجر « 3 » پيغمبران را دروغزن گرفتند . 81 - وَ آتَيْناهُمْ آياتِنا فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ . ايشان را پيغامها و آيات خود داديم و آنان از آن روگردانيدند ( و متغافل بودند ) . 82 - وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ . از سنگهاى كوهها به دست خود خانهها مىساختند ، تا جاويدان و بىبيم بمانند !
--> ( 1 ) سدوم شهر بزرگ مؤتفكات است كه مسكن قوم لوط بوده و به كلى به امر خداوند خراب و ويران شد و جاى حقيقى آن معلوم نيست شايد ميان اردن و فلسطين باشد . ( 2 ) أيكه بيشهايست پرآب و درخت و ميوه و مردم آنجا از قوم شعيب بودند ، برخى آن را نزديك مدينه دانستهاند . ( 3 ) حجر ديار و شهر قوم ثمود است ميان مدينه و شام .