احمد بن محمد ميبدى
521
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
لَكُمْ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ . خداوند كسى است كه آسمانها و زمين را آفريده و از آسمان آب فروفرستاده پس از آن با آب ميوههاى گوناگون روزى شما را قرار داده ، و كشتى را در درياها مسخّر شما كرده تا به دستور خداوند در دريا به فرمان او رود و جوىها را مسخّر شما قرار داده ( تا از آن بهرهمند شويد ) . 33 - وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ . و آفتاب و ماه را مسخّر شما قرار داد كه دائم تابان و در حركتند و شب و روز را هم مسخّر شما كرده ( كه از آن بهره مىبريد ) . 34 - وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ . و به شما داد آنچه خواستيد و اگر نعمتهاى الهى را شماريد از عهدهء شمارهء آن برنمىآئيد ، كه آدمى ستمگرى است بسيار ناسپاس ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 23 - وَ أُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ . آيه . معنى آنست كه مؤمنان و دوستان را فردا به بهشت آرند ، دران سراى پيروزى و نعيم باقى و ملك جاودانى . از ظاهر لفظ ادخل فهميده مىشود كه از روز ازل اين حكم رانده شده كه مؤمنان را به بهشت فرود آرند ، نه آنكه حكمى نو است ! كردهء ازلى است كه آشكار مىكند ، يعنى كه نه امروزشان مىنوازد ، كه در ازلشان نواخته و اين كار را پرداخته است . لطيفه : - عابد همه نظارهء ابد كند ، بيم وى از آن باشد كه فردا با من چه كنند ؟ عارف همه نظارهء ازل كند ، سوزش همه آن باشد كه در ازل با من چه كردهاند ! او كه در ابد نگرد ، همه ركوع و سجود بيند ، او كه در ازل نگرد ، همه وجد و وجود بيند ! از ديدار خود غايب بود ، نه خود را بيند نه از خود ، بلكه همه حق را بيند و حق را داند . آنكس كه به ابد نگرد ، هرچه به دو دهند بپذيرد و به آن قانع شود ، ولى آنكس كه به ازل نگرد نه چيزى قبول كند و نه به چيزى قانع گردد ، اگر هرچه در دو عالم است ، خلعتى باشد كه او را بيارايند ! هر لحظهاى كه بگذرد برهنهتر باشد . و اگر همه عالم مائدهاى سازند و پيش دل وى نهند ، او را از آن مائده چاشنى نيايد ! عارفى گويد : اگر دو جهان را لقمهاى مىساختند و در حوصلهء پردرد بو يزيد مىنهادند ، هنوز او را سيرى نمىديدند ! او فرياد همىداشت كه من گرفتار عيانم ، به خبر قناعت چون كنم ! من كه نقد را جويانم به اميد كفايت چون كنم ! بىتو اى آرام جانم زندگانى چون كنم * چون نباشى در كنارم شادمانى چون كنم ! . . . تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ . آيه . بهشت را مردمى بايد كه در راه خدا با نفس خود به مهر و با شيطان به صبر و با دشمن به تيغ جهاد كنند ، تا اين درجهها گذرانند و به فردوس رسند و با سلام آنها را تحيّت گويند ، گروهى را تحيّت و سلام فرشته و گروهى سلام و تحيّت خداوند ! سلام فرشته خاص اهل طاعت و عبادت باشد و سلام خداوند ويژهء اصل صفوت و قربت است ! كه سلام آزادى و رستگارى است كه مىگويد : از سوختن آزاد گشتند و از جدائى رستند ، اينجا نه عتاب است نه حجاب ، هان كه وقت سماع است و ديدار و شراب ! پير طريقت گويد : اى جوانمرد ، بسيار منال كه بس نماند تا آنچه خبر است عيان شود ، و خورشيد وصال از مشرق يافت تابان گردد ، همهء آرزوها نقد شود و ديدهء دل و جان هر سه به او نگران شود . چه باشد گر خورى صد سال تيمار * چو بينى دوست را يك روز ديدار 24 - ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ . آيه . سخن پاك و گفت راست كه از دهن مؤمن بيرون آيد همچون درخت پاك است كه ميوهء پاك بيرون دهد و درخت پاك بر تربت پاك با آب خوش ، جز ميوهء نيكو و شيرين ندهد .