احمد بن محمد ميبدى
522
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
لطيفه : تربت پاك ، نفس بندهء مؤمن است و درخت پاك درخت معرفت است ، و آب خوش آب ندامت است ، ميوهء شيرين كلمهء توحيد است . همان گونه كه درخت ريشه به زمين فروبرد ، معرفت و ايمان هم در دل مؤمن ريشه دواند ، و چنان كه شاخهء بر هوا ميوه آرد ، درخت معرفت توحيد هم ايمان به زبان و عمل به اركان آرد و هر دو بالا روند كه : فرمود : - إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ . آيه . همان گونه كه قوام درخت به ريشه و ساقه و شاخه است ، درخت ايمان هم به سه چيز بر كمال است : اقرار به زبان ، تصديق به جنان ، و عمل به اركان ! - كه اين حديث از پيغمبر است . پير طريقت گفت : خدايا ، آب عنايت تو به سنگ رسيد ، سنگ بار گرفت ، سنگ درخت رويانيد ، درخت ميوه بار گرفت ، چه درختى ؟ - درختى كه بارش همه شادى ، مزهاش همه انس و بويش همه آزادى ! درختى كه ريشهء آن در زمين وفا ، شاخ آن بر هواى رضا ، ميوهء آن معرفت و صفا ، حاصل آن ديدار و لقا ! 25 - تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها . آيه . آن درخت كه خداوند ايمان مؤمنان را بدان مثل زد ، درختى است بهشتى كه ميوهء آن هرگز بريده نگردد و به سر نيايد ، چنان كه دلهاى اهل عرفان از ميوههاى ايمان هرگز بريده نشود و دلهاى اهل حقيقت از آن ميوهها هيچگاه منصرف و منقطع نگردد ، و اين ميوهها هميشه و در همه حال در دسترس آنان است و هرگز از ديدهها دور نشود . 26 - وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ . آيه . سخن ناپاك چون درخت ناپاك است . گويند اين درخت ناپاك درخت شهوتها است و زمين آن نفس امّاره و آب آن آرزوها ، و ميوهء آن گناهها ، و حاصل آن دوزخ است . و نهاد كافر چون زمين شوره است ، از شوره زمين هرگز درخت خوش نرويد ، هرچند باران خوش بر او بارد ( زمين شوره سنبل برنيارد ، در او تخم عمل ضايع مگردان . سعدى ) باران هرچند پاك است و خوش ، امّا تا بر كجا بارد ؟ چون بر صدف آيد ، گوهر رويد ، و چون بر مزبله بارد ، كرم زايد ! پس كار عمده با زمين است و تخم ، نه با آب و شخم . خداوند در اينجا دو بنده را مثال زد : يكى آشنا ، يكى بيگانه ، گفت : مثل آنها مثل دو درخت است يكى شيرين يكى تلخ ، تلخ هم از همان آب خورد كه شيرين خورد ! تلخ را گناهى نباشد كه تلخ آمده ! و شيرين را هنرى نبود كه شيرين آمده ، ليكن اين تخم را بر سبيل شايستگى افكندند و آن تخم بر سبيل ناشايستگى ! پس كار نه به آنست كه از كسى كسل آيد و از كسى عمل ! كار آن دارد كه در ازل شايسته آمد ! تلخ را چه سود كه آب خوش در بر دارد ! و خار را چه حاصل كه گل بر سر دارد ! ! 27 - يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ . آيه . تثبيت عارف آنست كه وى را در دنيا زندگانى به استقامت دهد ، زندگانى كه دامن او پاك دارد و چشم او بيدار و راه او راست و مركب او رهوار تا به در مرگ ! آنگاه زندگانى حقيقى آغاز كند و به حيات طيّب رسد و از سايهء انسانيّت و صفت كنودى خلاصى يافته و به قرارگاه عزّت خود رسيده و شرف خود را بر فرشتگان بديده ! ! لطيفه : - پيغمبر به يكى از صحابه فرموده : وقتى دو فرشته ديدى كه در گور بر تو ظاهر شوند چه خواهى كرد ؟ گفت آيا عقل من باقى است فرمود بلى ، گفت پس پروا ندارم ! از حضرت صادق آل محمّد ( ع ) پرسيدند : راجع به دو فرشتهء نكير و منكر چه مىگوئيد ؟ فرمود : نكير و منكر بر قبر كافر آيند و بر قبر مؤمن بشير و مبشّر آيند ! [ آيات 52 - 35 ] ( تفسير لفظى ) 35 - وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ . ( ياد بياور ) هنگامى كه ابراهيم گفت : خداوندا اين شهر را ( مكّه ) امنوامان قرار ده و مرا و فرزندانم را از پرستش بت دور نگاهدار .