احمد بن محمد ميبدى
516
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
بزرگان دين گفتند : نشان راه بردن به خدا پنج چيز است : اول آنكه حقّ تعالى آن را قبول كند . دوم آنكه او را دست گيرد . سوم آنكه دل وى در خود بندد . چهارم آنكه پرتو دوستى در دل او تابد . پنجم آنكه جان او را بوى وصال دماند . و اصل همهء اين پنج چيز ، عنايت ازلى است ، چون عنايت بود ، طاعت سبب مثوبت باشد و معصيت سبب مغفرت ! و اگر عنايت نبود ، طاعت سبب ندامت و معصيت سبب شقاوت باشد ! 2 - اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ . آيه . هركه خويشتن به آفرينندهء جهان داد و دل خود به صحبت او پرداخت ، كائنات و حادثات همه يكسر به خدمت وى پرداخت ! خداوند گويد : بندهء من ، آسمانها و زمين و هرچه در آن است ملك و ملك ما است ، همه بندهء ما هستند ، اگر وفاى عهد ما را ميان بندى و چاكروار ، سر در ربقهء طاعت آرى ، همه را حلقهء چاكرى تو در گوش كنيم و مسخّر تو گردانيم . و اگر سر از چنبر فرمان برگردانى ، يا دل خود با صحبت ديگرى پردازى ، همه را به دشمنى تو بر پاى كنيم و قدمگاه تو بر زندان كنيم ! لطيفه : - سليمان پيغمبر با چنان مرتبت و منزلت بر تخت مملكت نشسته و شادروان دولت گسترانيده ، جنّ و انس و طيور صفها كشيده ، تاج رسالت بر سر نهاده ، بخاطرش بگذشت كه امروز هيچكس را جز پسر داود روا نبود كه اين منزلت و رفعت عطا كنند ! در حال ، باد را فرمان رسيد كه رداى او از فرقش دركشيد ! و بر خاك انداخت ! سليمان روى درهم كشيد و از سر سطوت خويش باد را گفت : رداى مرا بازگردان ، باد گفت اى سليمان ، تو دل خود را به خود بازآر ، تا ما رداى تو را به تو بازآريم ! 5 - وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ . آيه . اى محمّد ، ما موسى را همان فرموديم كه تو را مىفرمائيم ، همه را گفتيم چراغ دعوت بيفروزيد و مردم را از تاريكيهاى شكّ و ترديد به روشنائى يقين بخوانيد و از تاريكى نادانى به روشنائى دانائى آريد . . . . وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ . آيه . اى محمّد به يادشان ده آن روزگار كه شما نبوديد و من شما را بودم ، بىشما من كار شما را بساختم و پيمان دوستى ببستم ، و رحمت از بهر شما بر خود نبشتم . اين است رمز اينكه : پير طريقت در مناجات گفت : الهى ، آن روز كجا بازيابم كه تو مرا بودى و من نبودم ، تا به آن روز نرسم ، ميان آتش و دودم ، اگر به دو گيتى آن روز را بازيابم بر سودم و اگر بود تو خود را دريابم به نبود خود خشنودم ، خدايا ، من كجا بودم كه تو مرا خواندى ، من نه منم كه تو مرا ماندى ! الهى مران كسى را كه تو خود خواندى ، آشكار مكن گناهى را كه تو خود پوشيدى ، كريما ، خود برگرفتى و كس نگفت كه بردار ، اكنون كه برگرفتى مگذار و در سايهء لطف خود مىدار ! و جز به فضل و رحمت خود مسپار . 7 - وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ . آيه . يعنى اگر اسلام را سپاس گزارديد ، من ايمان شما را افزايش دهم و اگر شكر ايمان كرديد احسان شما را بيفزايم و اگر احسان را سپاس گزارديد ، معرفت شما را زياد كنم و اگر شكر معرفت بجا آورديد ، وصال و قرب را زيادت گردانم و اگر سپاس آن دو را گزارديد ، مشاهدت و ديدار را بيفزايم ، و اگر آنچه را بشما دادم شكر نموديد ، آنچه را از ملاقات خود وعده دادهام زيادت كنم ! داود پيغمبر گفت : خدايا چگونه تو را شكر كنم كه شكر من تجديد منّتى است از تو بر من ؟ - ندا رسيد اى داود : الآن مرا شكر گزاردى ! [ آيات 22 - 10 ] ( تفسير لفظى ) 10 - قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى . رسولان ايشان گفتند : آيا در وجود خدا آفرينندهء آسمانها و زمين شكّ است ؟ او شما را