احمد بن محمد ميبدى

31

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

سفارش شده تا مگر از عذاب و خشم خداوند بپرهيزيد « 1 » . 64 - ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ . پس از آن از اطاعت امر برگشتيد كه اگر فضل خداوند و مهربانى او بر شما نبود ، از زيان‌كاران و نوميدان بوديد ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 62 - إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا . . . : هرچند احبار يهود و رهبانان ترسايان كوشيدند و رنجها در راه دين كشيدند و چندانكه توانستند در راه مجاهدت و رياضت رفتند و نفس خود را از شهوتها و خواهشها بازداشتند و از دنيا و دنياداران به يك‌بارگى عزلت گرفتند و كناره‌گيرى برگزيدند و صومعه‌ها را بر خود زندان كردند ! با اين همه ، سعى ايشان باطل و كوشش ايشان ضايع است ! مگر آنكه به محمّد ( ص ) ايمان آورند و رسالت او را استوار گيرند ! تا هست تو را به نزد خود تكيه‌گهت * مغرور دو عالمى و كار تبهت ! تا تو تكيه بر پندار خود زنى و سوداها در سر گيرى و غوغاها در دل آورى ، و ستور نفس را از راندن شهوت و هوا و هوس باز ندارى ! چگونه طمع دارى كه با مردان راه در ميدان حقيقت گوى زنى ؟ هيهات ! تا تو بر پشت ستورى بار او بر جان تو است * چون به ترك وى بگفتى آتش اندر بار زن ور ز چاه جاه خواهى سر بر آرى مردوار * چنگ در زنجير گوهروار عنبر بار زن 63 - وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ . . . : خداوند با همه عهد بست و از همه پيمان گرفت ، قومى به طوع اجابت كردند و قومى ديگر به كره ، آنان كه به طوع و رغبت پذيرفتند ، عيان او را بار داد ، و مهر أزل وى را دست گرفت و آنها كه به كره و نارضائى اجابت كردند ، حق بر آنها پوشيده شد و در تاريكى و بيگانگى بماندند ! اين ميثاق ، روز ازل و در عهد ازل بر عموم برفت كه احديّت خداوند بر دلها جلوه‌گر شد ، يكى را تجلّى سياست و عزّت بود يكى را تجلّى لطف و كرامت ، آنها كه اهل سياست بودند در درياى هيبت به موج وحشت غرق شدند ، خردهاشان حيران ، دلهاشان پريشان ، خاطرشان تاريك و گرد بيگانگى بر رخسار ايشان نشسته ، داغ جدائى بر پيشانيشان نهاده شده ! امّا آنها كه اهل لطف و كرامت بودند ، ايشان را به زيور انس بياراست و به نور توحيد بيفروخت ، آب آشنائى را در دل آنان روان و تخم سعادت را در مزرع دوستىشان پراكنده و آنگاه همه را با فضل و رحمت خود حوالت كرده كه بىرحمت او زيان مىبردند ! داود پيغمبر گفت : خدايا گرد همه پزشكان عالم برآمدم تا درد مرا درمان كنند و مرهمى همىسازند ، همگان مرا به تو راه نمودند ، پس زيان‌كار و بىچاره آن كس كه از رحمت تو نااميد است ! يكى از عارفان در روز عرفه در موسم عرفات به خلق آنجا نگريست و آن سوز و نياز و آن ناز و زار از ايشان ديد ، هركسى دعائى مىخواند و ديگر كس ثنائى مىگفت ، دستها همه سوى آسمان و چشمها گريان و دلها سوزان ،

--> ( 1 ) چون قوم موسى پيمان را شكستند و تورات را نپذيرفتند ! خداوند كوه طور را بالاى سر آنان بداشت و آنها پيش خود آتشى افروختند و از پس آن دريائى خروشان ديدند و ترسيدند و تن به قبول دادند و از آنها رفع بلا شد .