احمد بن محمد ميبدى
468
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ . بر تو نيكوتر قصّهها را مىخوانيم بوسيلهء پيغام كه در اين قرآن به تو داديم و هرچند تو پيش از فرود آمدن قرآن از ناآگاهان بودى . 4 - إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ ، ( ياد دار ) آنگاه كه يوسف به پدرش ( يعقوب ) گفت : اى پدر ، من به خواب ديدم كه يازده ستاره و آفتاب و ماه مرا سجده كردند ! 5 - قالَ يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ . يعقوب گفت : پسرم ، خواب خود را به برادران مگوى كه مكر كنند و تو را ساز بد سازند كه ديو دشمن آشكار مردمان است . 6 - وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ يَعْقُوبَ كَما أَتَمَّها عَلى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ . و همچنين خداوند تو را برمىگزينند و به تو تعبير خوابها مىآموزد و نعمت خود را بر تو تمام كند چنان كه بر پدران تو ابراهيم و اسحاق از پيش تمام كرد ، چون پروردگار تو دانا و راست دانش است . 7 - لَقَدْ كانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آياتٌ لِلسَّائِلِينَ . در داستان يوسف و برادرانش شگفتها و نشانىها براى پرسندگان است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . نام خداوندى كه زبانها سزاى وى جست و نديد ، وهمها فرا حجاب عزّت رسيد و ببريد ، گوشها فرا حق وى رسيد و نرسيد ، صفت و قدر خويش برداشت تا هيچ عزيز به عزّت او نرسد . و هيچ فهم حدّ او درنيابد و هيچ دانا قدر او نداند ، توان او كس نتواند ، به قدر او كس نرسد ، قدم را با حدوث چه مناسبت ؟ حق باقى در رسم فانى چه پيوند ؟ گر حضرت لطفش را ، اغيار به كارستى * عشاق جمالش را ، امّيد وصالستى ممكن شودى جستن ، گر روى طلب بودى * معلوم شدى آخر ، گر روى سؤالستى پير طريقت گفت : خدايا ، نور ديدهء آشنايانى ، روز دولت عارفانى ، چراغ دل مريدانى ، و انس جان غريبانى ، آسايش سينهء محبّانى ، نهايت همّت قاصدانى ، مهربانا ، حاضر نفس واجدانى ، سبب دهشت والهانى ، نه به چيزى مانى تا گويم كه چنانى ، آنى كه خود گفتى ، و چنان كه گفتى آنى ، جانهاى جوانمردان را عيانى و از ديدهها امروز نهانى . اندر دل من بدين عيانى كه توئى * وز ديدهء من بدين نهانى كه توئى وصّاف تو را وصف نداند كردن * تو خود به صفات خود چنانى كه توئى 1 - الر . الف اشاره به اللّه ، لام اشاره به لطيف ، راه اشاره به رحيم يعنى بنام من كه خداوند لطيف و رحيم هستم . . . . تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ . آيه . اين سوره آيات كتابى است كه در تورات وعده دادهام . 2 - إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . آيه . اين قرآن ، راهجويان را راه است و مؤمنان را شفيع و گواه ، امروز بشارت است و رحمت ، فردا عزّ است و ناز و كرامت .