احمد بن محمد ميبدى
397
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
نيز فرمود : بيايد زمانى بر امّت من كه فرماندارانشان ستم كنند و روحانيانشان طمع ورزند و عبادتكارانشان ريا كنند و بازرگانانشان ربا خورند ، و زنهاشان به زيور دنيا ( مد روز ) خود را آراسته كنند ! و دانشمندى كه در آموختن دانش چشم طمع به مال دنيا ندارد و آسايش و بهرهمندى مردم در آن جويد ، و دانش خود را به طلب جاه و رياست و جمع مال دنيا تباه و ضايع نكند ، از علم خود برخوردار شود و بركت دانش به او رسد و ثواب او ثواب پيمبران باشد . 34 - وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ . آيه . كسانى كه سيم و زر ( نقره و طلا ) را ذخيره مىكنند و در راه خدا خرج نمىنمايند بخيلانند و بخل نه كار دينداران است و نه خوى دوستان ! كه گفتهاند : پيمبران و دوستان و راستگويان از صفت بخل دورند . از شبلى عارف بزرگوار پرسيدند زكات چند بايد داد ؟ گفت : نزد فقيهان از هر دويست درهم پنج درهم ( ريال ) بايد داد ولى به مذهب ما همهء 200 درهم بايد داد . چنان كه يكى از صحابه بجاى نصاب زكات همه مال خود داد و ديگرى از صحابه نيم مال خود را داد ، آنكه تمام داد گفت خداى را بر من حق است ، و آنكه نيم داد گفت مرا نزد خداى مزد است . حضرت فرمود : آنكه نصف مال داد بر مقام شريعت بود و آنكه تمام مال را بداد بر مقام حقيقت بود ! و ثمر اهل شريعت تقسيم بهشت است و ثمرهء اهل حقيقت ، روح مشاهده و شهود است ، حساب اهل حقيقت بر بساط انس است و حساب اهل شريعت به موقف است . 35 - يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ . آيه . داغى تن را در اين آيت به پيشانى و پهلو و پشت تخصيص داد ! چون بخيل هرگاه مورد درخواست مسائلى واقع شود ، نخست پيشانى را فراهم كشد ! ناچار بر آن داغ نهند ! و پهلو كه از سر كبر بر درويش زند و پشت كه برگرداند ! تا دانى كه درويش را در آن حضرت جاه و مقدار است ! و شرف درويش آنست كه چون توانگر اعتماد بر دنيا دارد ، او اعتماد بر مولى دارد ، هرگاه توانگرى به خداى تقرّب كند به وسيلت درويش كند ! و اگر درويش به توانگر از بهر دنيا تقرّب كند ! از دين برآيد ! از اينجا است كه : پيغمبر فرمود : هركس توانگرى را فروتنى كند از جهت توانگريش ، يك سوم دين خود را از دست داده و اگر به زبان او را مدح ( و تملّق ) گويد دو سوم دين خود را از دست داده و اگر به دل او را تعظيم ( كرنش ) كند ، همهء دين را از دست داده است ! لطيفه : درويش با دين نزد توانگر رود و بىدين بيرون شود ، و توانگر با گناه پيش درويش شود و بىگناه بيرون رود ! و هرچند مردم ايشان را درويش خوانند ولى در حقيقت توانگر خود ايشانند ! 36 - إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ . آيه . گفتهاند : حكمت اينكه خداوند روزگار را بر دوازده ماه نهاد آنست كه تا بر عدد حروف توحيد يعنى كلمهء لا إله الا الله باشد ، كه پيغمبر فرمود : دور فلك و گردش روزگار و سال و ماه در زمين به توحيد موحّدان بسته ، تا اين 12 حروف از زبان موحّدان روان است اين 12 ماه بر نسق خويش و بر هيئت خويش گردان است ، هر حرفى پاسبان ماهى ساخته و ثبات اين در بيان آن بسته ، آن روز كه قضاى الهى و حكم ازلى دررسد و خواهد كه بند آسمان و زمين برگشايد ! و زمين خاكى را برافشاند و روزگار به سر آرد ، نخست توحيد از ميان خلق بردارد تا نه توحيد ماند نه موحّد ، نه قرآن و نه مؤمن ! كه پيغمبر فرمود : رستاخيز بهپا نخيزد جز وقتى كه در روى زمين كسى كلمهء خدا را ( اللّه ) بر زبان نيارد !