احمد بن محمد ميبدى

396

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

كه از جملهء آنها چهار ماه حرام است ( جنگ در آن ماه‌ها ) ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ . اين است دين استوار و شمار راست ، پس در آن ماه‌ها بر خود ( بواسطهء جنگ ) ستم نكنيد و همهء مشركان را همواره كشتار كنيد چنان كه آنها هم همه شما را همواره كشتار كنند و بدانيد كه خداى با پرهيزكاران است . 37 - إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ . همانا تأخير حرمت ماه حرام تا ماه صفر ، افزايشى است بر كفر كه كافران را با آن بيراه‌تر كنند ، يك سال محرم را حلال مىكنند و يك سال حرام ! تا به مراد و به هواى دل خويش شمارهء ماه‌ها را برابر كنند و تا حرام خداى را حلال كنند ! و كارهاى بد ايشان را بر ايشان آراستند كه خداوند گروه كافران را ره ننمايد . 38 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ . اى كسانى كه ايمان آوردند ، چه رسيد شما را آنگاه كه بشما مىگويند براى جهاد در راه خدا بيرون شويد گران جانى مىكنيد ؟ و گران خيزيد ، آيا اين جهان را بدل از جهان ديگر پسند كرديد ؟ درحالىكه برخوردارى از اين جهان در برابر جهان ديگر بسيار اندك است ! 39 - إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَلِيماً وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَ لا تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . اگر براى جهاد بيرون نشويد ، شما را عذاب دردناك خواهند كرد و بجاى شما قومى ديگر به جنگ دشمن بيرون شوند و شما خدا و رسول را هيچ گزند نياريد و خداوند بر همه چيز از تغيير و تبديل توانا است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 34 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ . آيه . در اين آيه هم تخصيص است و هم تشريف و هم تهديد و وعيد ، تشريف مؤمنان است كه ايشان را به نداء كرامت مىخواند و به خطاب كريم مىنوازد ، و نوازش خود بر ايشان مىنهد ، و عطاء خود بر ايشان مىريزد ، و به ايمانشان گواهى مىدهد ، اين است كرامت و نعمت ، اين است لطافت و رحمت ، كارى در ازل ساخته ، بنده را بىبند عقد دوستى بسته و نداء كرامت و نعمت بجان وى رسانيده . پير طريقت گفت : نداء حق سه قسم است : يكى را به نداء وعيد از روى عظمت خواند به ترس افتاد ، يكى را به نداء وعد به نعمت رحمت خواند برجا افتاد ، يكى را به نداء لطف به حكم انبساط خواند به مهر افتاد . بنده بايد ميان اين سه نداء و سه حال ، گردان باشد بدين‌گونه كه ترسى بايد كه از گناه دورى كند ، اميدى بايد كه او را بر طاعت دارد ، مهرى بايد كه او را از او بازرهاند ! تا تو توئى تو را به حق ره ندهند * چون بىتو شدى ز ديده بيرون ننهند . . . لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ . آيه . از روى اشارت مىگويد : مبادا كه عالم در تعليم علم و پير در تربيت مريد طمع دارد ! كه طمع آئينهء علم را تاريك كند و چشمهء بركت را خشك نمايد و قيمت مردم را كم كند و هيبت پير از دل مريد ببرد و حرمت علم فرونهد ! پيغمبر فرمود : بد بنده‌ايست بندهء طمع و پيرو هوا و هوس كه بدترين پيروى از نفس امّاره است .