احمد بن محمد ميبدى
375
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
استجابت گوئيد . چون زندگى نفوس به پيروى از رسول خدا است و زندگى قلوب به مشاهدهء غيبها است ! از اهل آفرينش هيچكس به حقيقت حيات ( بدون اجابت توحيد و بدون توقيع تحقيق ) واقف نيست اين بود كه مقام نبوّت از بارگاه عزّت اين نداء را شنيد كه : مأمور شدم با مردم جنگ كنم تا كلمهء لا إله الا الله گويند . . . . إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ . آيه . اهل زندگى و زندگان حقيقى كسانى هستند كه از تراجع پاك و از تهمت دورند و به دوستى مشهور ، از سلطهء نفس رسته و دلهاشان به خدا پيوسته ، و سرهاشان به اطلاع حق آراسته ، به نسيم انس زنده و يادگار ازلى يافته و به دوست رسيده ! پير طريقت گفت : جز از شناخت تو شادى نيست و جز از يافت تو زندگانى نه ! زنده بىتو چون مردهء زندانى است ، و زندهء به تو زندهء جاودانى است . بىجان گردم كه تو ز من پر گردى * اى جان جهان تو كفر و ايمان منى . . . وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ . آيه . سالكان راه حقيقت دو فرقهاند : عالمانند و عارفان ، عالمان دلهاى خود را يافتند و عارفان دلهاى خود را از دست دادند ! اين آيت رمزى غريب و اشارتى عجيب است ، دل راه است و دوست وطن چون به وطن رسيد او را چه بايد راه رفتن ؟ در بدايت از دل ناچار است و در نهايت دل حجاب است ! تا با دل است مريد است ! و بيدل مراد است . از اول دل بايد كه بيدل راه شريعت پيمودن نتوان و در نهايت بادل ماندن دوگانگى است و دوگانگى از حق دورى است ، در مورد بدايت امر فرمود : لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ ، و در مورد نهايت آن فرمود : يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ . لطيفه : گفتهاند : صاحب دل چهار كساند : زاهد است كه دل او به شوق خسته ! خائف است كه دل او به اشك شسته ! مريد است كه دل او به خدمت كمر بسته ، محبّ است كه دل او به حضرت پيوسته ! به داود وحى آمد كه اى داود : خانهاى كه ميدان مواصلت ما را شايد پاك كن و از غير ما با ما پرداز ! داود گفت : آن كدام خانه است كه جلال و عظمت تو را شايد ؟ ندا رسيد : دل بندهء مؤمن ! اى داود هرجا خرمن سوختهاى بينى كه در ره جستوجوى ما با سوز عشق ، ما را مىجويد آنجاش نشان ده ، كه خرگاه قدس ما جز در ميدان دل سوختگان نزنند ! اى داود بدان كه دل بندهء مؤمن خزينهء بازار ما است ، و منزلگاه اطلاع ما ، محراب وصال ما است و خيمه اشتياق ما ! قرارگاه كلام ما و گنج خانهء اسرار ما است ! هر چيز كه بسوزد بىارزش گردد و دل كه بسوزد با ارزش گردد . پيغمبر ( ص ) فرمود : دلهاى بندگان خدا ظرفهاى خدا هستند و من آنها را پاكتر ، صافتر ، رقتدارتر ، و استوار دوست دارم ، زيرا دلهاى عاشقان امّت ، جامههاى شراب ربوبيّت است و هر دل كه از آلودگيها صافىتر و بر مؤمنان مهربانتر باشد ، آن دل به حضرت عزّت عزيزتر ، زينهار تا دل را عزيز دارى و روى وى از كدورتهاى هوا و هوس و شهوت نگاه دارى ، كه لطيفهايست ربّانى و نظرگاه سبحانى ! نيز فرمود : خداوند نه به صورت شما مىنگرد و نه به كارهاى شما ، بلكه به دلهاى شما مىنگرد ، روىها را مىآرائيد كه آراستن روى به حضرت عزّت افتخار نيست ، موىها را پرتاب و گرهدار مىكنيد كه در درگاه حق آن را اعتبار نيست ، پس به صورت منازيد كه آن را مقدارى نيست و كارى كه هست جز با دل پردرد نيست ! پير طريقت گفت : اين كار را مردى ببايد با دلى پردرد ، اى دريغا كه نه در جهان مرد ماند و نه در دلها درد ! 25 - وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً . آيه . از روى اشارت پيشوايان و سران