احمد بن محمد ميبدى

353

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

آنچه به حق است تكبّر درويشان است بر توانگران ، كه عالىهمت باشند و به دل توانگر ! ! و از عرش و مادون آن همّت برگذاشته ، و دل از خلق بريده و با مهر حقّ پرداخته ، همّتى برتر از دنيا ، و مرادى بهتر از عقبى ! و اشتياقى به ديدار مولى ! تكبّر بىحق تكبّر توانگران و جهان‌داران بر درويشان است كه خداوند فرموده : دلها و سرهاى ايشان را از روش بربند آرم ، و هستى آنان را حجابشان گردانم ، و راه خود بر آنان فروگيرم تا هيچ نتوانند در عالم قدس و ملكوت اعلا جولان كنند و از ديدن عجايب ملكوت باز مانند و با نفس امّاره و خلق دنيا انس و آميزش گيرند ، ذوق طعم وجود را نيافته و از احوال خاصّان بىخبر مانده هرگز خود را روز دولتى ناديده و نه گل وصلتى آنان را شكفته است ! . . . وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا . آيه . از روى اشارت مىگويد : نه هركه راه ديد به راه رفت ، و نه هركه بشناخت توفيق عمل يافت ! خداوند از بيگانگان خبر مىدهد كه آنان حق را انكار كردند و بر ظلم و كبر خود افزودند ، پس هركس حق را به حقى شناخت تا توفيق نيابد و بدان عمل نكند به كار نيست ، و هركه باطل را بباطلى بشناخت تا از اتباع آن باطل او را عصمت نبود ، در آن شناخت فايده نيست . ازآنجا است كه مصطفى فرمود : خدايا حق به حق بما بنما و پيروى از آن را نصيب ما كن ، و باطل را به باطل بما بنما و دورى از اين را روزى ما كن ! 148 - وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا . آيه . بزرگان عرفان گفته‌اند : هرچه در دنيا بنده را از حق برگرداند و از اطاعت وى بازدارد ، آن گوسالهء معبود او است و او پرستندهء آن ! همچنين خلوص بنده در راه حقيقت آنگه حاصل شود كه از حظوظ و اسباب آن پاك گردد و از آنچه دون حق است بيزار شود . . . . أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ . آيه . خداوند جلّ و علا متكلّم است و خلق را مخاطب مىسازد و بر خلاف بزرگان و اميران كه سخن گفتن با زيردستان كسر شأن خود مىدانند ، خداوند با بندگان مؤمن خود سخن مىگويد بىآنكه ترجمانى در ميان باشد ! 150 - وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ . آيه . در اين آيت اشارت است به وجوب طلب آمرزش بندگان از خداوند در هر همه احوال ، بنى اسرائيل گناه كردند و موسى و هارون عذر خواستند و استغفار كردند ، اين است طريق جوان‌مردان و راه عارفان كه پيوسته گناه سوى خود مىنهند و ناكرده گناه عذر مىخواهند ! [ آيات 158 - 155 ] ( تفسير لفظى ) 155 - وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّايَ أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا . آيه . موسى از قوم خود هفتاد نفر برگزيد براى وقتى كه معين كرده بوديم ، پس چون زلزله و صيحهء جبرئيل ايشان را گرفت و مردند ! موسى گفت : خداوندا اگر مىخواستى آنان را و مرا از پيش هلاك مىكردى ( تا كفن و جاى دفن يافتى ) آيا به نادانى چند تن از ما ما را هلاك مىكنى ؟ إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ أَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ . نيست اين‌ها مگر آزمايش تو ، هركس خواهى گمراه مىكنى ( برحسب استعداد ) و هركس بخواهى رهبرى مىكنى ( برحسب شايستگى ) خدايا تو ولىّ ما و مدبّر امور ما هستى ، پس ما را بيامرز و ما را ببخش و تو بهترين بخشندگانى . 156 - وَ اكْتُبْ لَنا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنا إِلَيْكَ قالَ عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ . و بنويس براى ما در اين دنيا نيكوئى و در آخرت هم ، ما به تو بازگشتيم ،