احمد بن محمد ميبدى
343
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
96 - وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا . آيه . اگر مردم شهر وعدهء مرا راست پنداشتندى ، و از مخالفت با من پرهيز كردندى ، دلهاى ايشان به مشاهدت نور من روشن شدندى ! كه آن بركت آسمان است ! و تن آنان در خدمت من زيور يافتى كه آن بركت زمين است ، مشاهدهء دل را بركت آسمانى خواند چون دل از عالم علوى است و اصل آن از نور است ، و خدمت اندام تن را بركت زمين خواند كه آن از عالم سفلى است و اصل آن از خاك است ، چنان كه فرمود : ما درهاى بركتها را به روى آنان گشوديم ! و نگفت ما نعمت را دو چندان كرديم ، كه اعتبار نه به بسيارى است بلكه اعتبار به بركت در نعمت است ! بركت خدائى روز خندق هزار مرد از ياران رسول كار كردند و همه گرسنه شدند و طعامى نبود ! جابر بن عبد اللّه گفت : يا رسول اللّه ، ما را يك صاع جو ( يك كيلو ) جو و يك سر گوسفند نهاده ! چه فرمائى ؟ فرمود : رو آن جو را آرد كن و خمير ساز و گوسفند را بكش و پاك كن و ديگ بر سر آتش نه ! - مصطفى رفت و دست خود بر سر آن خمير نهاد و انگشت خويش به دهان تر كرد و به سر ديگ فراز آورد ، آنگاه ياران را گروه گروه خواند و از آن خمير نان پختند و از آن ديگ مىخوردند تا همه هزار مرد از آن بخوردند و از آن نيز چيزى بر سر آمد تا بدانى كه كار بركت دارد نه كثرت ! 97 - أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى . آيه . يكى از بزرگان عرفا گفت : جنايت كار چگونه از مكر خدا ايمن مىشود و چه جنايتى بالاتر از اينكه كسى كارهاى بد خود را مشاهده مىكند ! آيا دشمن خدا نيست ؟ ديگرى گفت : بهترين بندگان خدا كسى است كه حدّ خود را داند و وفاى به عهد كند كه خداوند فرمود : ما از آنها عهدى نديديم و بيشتر آنان فاسق هستند ! [ آيات 126 - 109 ] ( تفسير لفظى ) 109 - قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ . گروهى از سالاران قوم فرعون گفتند : موسى جادوگرى دانا و استاد است ! 110 - يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَما ذا تَأْمُرُونَ . او مىخواهد شما را از زمين خودتان بيرون كند ، شما چه مىگوئيد ؟ 111 - قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ . گفتند : موسى و برادر او را بازدار و بفرست در شهرها جادوگران را فراهم كنند . 112 - يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ . تا همهء جادوگران دانا را بسوى تو آورند . 113 - وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ . جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند : ما را در اين جادوئى كه مىخواهى مزدى هست اگر ما پيروز شديم ؟ 114 - قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ . گفت : بلى ، شما بعد از آن از نزديكان من خواهيد بود . 115 - قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ . گفتند : اى موسى ، آيا تو عصاى خود را پيش مىافكنى يا ما بيفكنيم ؟ 116 - قالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ . موسى گفت : شما پيش افكنيد ، آنان چشم مردمان را بستند و فرا چشم آنان جادوئى نمودند و مردم را ترسانيدند و جادوئى بزرگ آوردند !