احمد بن محمد ميبدى

344

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

117 - وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ . به موسى پيغام فرستاديم كه عصاى خود را بيفكن و چون بيفكند ، آنچه را كه به دروغ جادو كرده بودند فروبرد ! 118 - فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ . حق آشكار شد و آنچه ايشان كردند همه تباه و نيست گشت . 119 - فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِينَ . آنان شكست يافتند و همگى خوار و ناتوان بازگشتند ! 120 - وَ أُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ . جادوگران به سجده افتادند . 121 - قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ . و گفتند : ما به پروردگار جهانيان گرويديم ! 122 - رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ . پروردگار موسى و هارون . 123 - قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ . فرعون گفت : به موسى ايمان آورديد پيش از آنكه من به شما دستورى دهم ، شما در نهان با موسى سازى ساخته‌ايد و در اين شهر آن ساز را بهم كرده‌ايد تا مردم آن را از شهر بيرون كنيد ! آرى ، به زودى خواهيد دانست ( كه چه خواهم كرد ) . 124 - لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ . دستها و پاهاى شما را ببرم و پاره‌پاره كنم يكى از چپ و يكى از راست ، پس از آن همه شما را دست و پاى زده بياويزم ! 125 - قالُوا إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ . گفتند : ما بسوى خداى خويش جاودان گشتيم . 126 - وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جاءَتْنا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ . گفتند : از ما انتقام نخواهى جز براى آنكه ما به نشانيهاى راست و درست پروردگارمان گرويديم پروردگارا ، چون به ما آمد ، بر ما شكيبائى فروريز و ما را مسلمان بميران ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 109 - وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ . آيه . دليلها روشن است و معجزه پيدا ، و كرامت ظاهر ، لكن چه سود دارد كسى را كه راندهء ازل گشت و خفتهء ابد ؟ هرچند كه موسى معجزه و آيت بيش نمود ، ايشان را حيرت و ضلالت بيش فزود ، موسى در حقيقت يد بيضا مىنمود و ايشان او را رتبت ساحرى برتر و بالاتر مىنهادند ! كه اين است جادوگر دانا ، اين است جادوگر استاد ! چنان كه كافران قريش چون از مصطفى معجزه ديدند گفتند : اين جادو است ! پس بدان كه كار نمودن دارد نه ديدن ، آنان ازآن‌رو حقيقت را نديدند كه به آنها ننمودند ، و از آن جهت راه‌بردار نشدند كه شايستهء راه راست نبودند ! جادوگران فرعون را بنمودند ، لاجرم چه ديدند و به چه جائى رسيدند ! انوار عزّت دين ناگاه در دل خود بديدند و به مقام شهيدان و صدّيقان رسيدند ، عهدنامهء ازل ديدند و به دولت خانهء ابد رسيدند ، كليد گنج اسرار ديدند و در فردوس برين با ابرار به جوار پروردگار رسيدند ، ساحران چون در آن ميدان حاضر شدند و اسباب جادوئى را به غايت بساختند و چپ و راست كردند ، مهتر ايشان گفت بنگريد تا شمارهء ياران موسى چند برآيد ؟ گفتند : او را يارانى نيست ، مردى مىبينيم تنها عصائى در دست ! گفت : آه ، از آن تنهائى و يكتائى ! او مرد يكتا ، هرگز تنها نبود ! گرچه تنها رود ، بىيار نباشد ! دانيد چه بايد كرد ؟ او را حرمتى شايسته ببايد داشت و خود كارى را ببايد ساخت ! 115 - إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ . گفتند : آيا تو مىافكنى يا ما ؟ موسى چون