احمد بن محمد ميبدى

315

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

كه تو را سازنده است ، و اين مخور كه تو را كشنده است ، هرچه سازگار بود بدان سفارش كند و هر زيان كار بود از آن پرهيز فرمايد ، خداوند با سعت رحمت خويش با بنده چنين كند تا از شرك پرهيز كند كه شرك زهر دين است ، زهرى كه ترياق مغفرت آن را سودى نباشد ! 152 - وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ . آيه . خداوند پس از آنكه محرّمات و فواحش را برشمرد ، و از آن حذر داد و به اخلاق پسنديده و طاعت خود امر فرمود ، تأكيد كرد كه عقوق پدر و مادر را بگذاريد و عاق نشويد و فرزندان را از نادارى مكشيد و روزى گمار را در ضمان استوار دانيد ، و در نهان و آشكارا گرد خيانت مگرديد و آبروى خويش مريزيد و از خوردن مال يتيم پرهيز كنيد و با چشم ارفاق و تكريم و شفقت به دو بنگريد ، و در معاملات خلق بر انصاف رويد و از مظالم و تبعات دور باشيد و پيمانه و ترازو راست داريد تا در رستاخيز در مقام ترازو نجات يابيد . اين است سفارش خداوند به بندگان ، آن را نيوشيد و به كار بنديد تا برهيد . احسان به پدر و مادر : احسان با پدر و مادر بعد از توحيد آمد ! از آن سبب و علت كه آدمى ابتدا به ايجاد حق تعالى به وجود آمد و دربايست او را بيافريد و سپس به تربيت پدر و مادر واگذاشت كه در حقيقت براى وجود آدمى دو سبب است : اول سبب ايجاد ، دوم سبب تربيت و چون بنده را بيافريد بر خود رحمت نوشت از بهر وى ، و در برابر آن نعمت توحيد قرار داد و شكر نعمت بر وى واجب كرد و احسان با پدر و مادر را بزرگ شمرد ! پس اينكه ربّ عزت فرمود : مرا و پدر و مادر را سپاس گزاريد و به آنها نيكوئى كنيد از آن جهت است كه براى مردم تنبيه و تنبّه باشد تا بدانند كه خداوند سبب اول ايجاد و وجود آدمى است و پدر و مادر سبب آخرى ! . . . وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا . آيه . سخن چون به عدل رود در عاجل و آجل آن را تبعتى نبود ، بعضى گويند : منظور از اين آيت اين است كه چون سخن گوئيد سخن خدا گوئيد و كتاب او خوانيد و حديث او كنيد . لطيفه : ( بو على سياه ) هرگاه درويشى سوخته‌اى بر او در شدى ، چراغ فرا راه او داشتى و از درد دل بناليدى و گفتى : من مردىام فارغ ، شغلى ندارم ، كارى ندانم ، سروسامان خود گم كرده‌ام ، در غرقاب حيرت دست و پائى مىزنم ، دستگيرى مىطلبم ، دمسازى مىجويم ، تا با من حديث دوست كند و من با او حديث دوست كنم ، كز حديث دوست بوى دوست آيد . اين ديدهء من همه جمالت خواهد * طبع دل من بوى وصالت خواهد بخشاى به آن كسى كه اندر شب و روز * در خواب به آرزو خيالت خوابد . . . وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا . آيه . سزاوارترين عهدها به وفا ، امر به معروف و نهى از منكر است ، كه در آغاز بايد به نفس خود امر به معروف كنى اگر از تو نپذيرفت او را بر گرسنگى و بىخوابى رياضت ده و ياد خدا بسيار كن و با صالحان بنشين تا بيشتر به معروف راغب شوى ، سپس ديگران را امر بمعروف كن . پس از آن به نفس خويش نهى از منكر كن اگر نپذيرفت او را با سياحت و رياضت و عزلت و كم‌حرفى و سكوت و شكيبائى ادب كن ، و چون از تاديب نفس فارغ گشتى ، ديگران را نهى از منكر كن ! 154 - ثُمَّ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ تَماماً . آيه . اى محمّد ، پس از آنكه راه شرع نمودى و آداب و احكام شرع در آموختى و حلال و حرام را روشن بساختى و به امر بمعروف و نهى از منكر فرمودى ، آنان را بشارت ده كه اين نعمت بر ايشان امروز به روح مناجات و طاعات و فردا به نعيم باقى و درجات عالى تمام كنم !