احمد بن محمد ميبدى

312

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

تا آنكه عذاب ما را چشيدند . بگو ( اى محمّد ) آيا شما از نزد خداوند دانش و دليل و حجّتى داريد پس آن را براى ما بيرون آريد ! شما پندار را پيروى مىكنيد و نيستيد شما جز دروغ‌گويان . 149 - قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ . بگو ( اى محمّد ) دليل كامل و حجّت رسا شما را نيست و خدا راست كه اگر بخواهد همه شماها را راهنمائى مىكند . 150 - قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هذا فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ هُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ . بگو به ايشان گواهان خود را كه گواهى مىدهند بياوريد كه خداوند اين انعام و حرث را حرام كرده ! پس اگر آنان گواهى دادند تو با ايشان گواهى مده و از كسانى كه سخنان ما را دروغ دانستند و از كسانى كه به آخرت ايمان ندارند و آنان كه به خدايشان همتا گيرند پيروى مكن ( تفسير ادبى و عرفانى ) 141 - وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ . آيه . ديده‌اى بايد پاك ، از غشاوت غيبت نجات يافته و از سرمهء توحيد مددى تمام يافته ، تا نظارهء اسرار صنايع ربوبيّت در عالم خلقت از وى درست آيد ، و آن آثار رحمت و آيات حكمت و رايات قدرت در آن باغ و بستان و در انواع درختان الوان كه در هر جزوى از اجزاء مخلوقات و مقدورات سه هزار صنايع و ودايع است بيند كه هيچ‌يك به ديگرى نماند ، بدين‌گونه سهلها معطّر ، بحرها معنبر ، خاكها منوّر ، باغها مزيّن ، گلها ملوّن ، يكى سرخ چون دل مشتاقان ، يكى زرد چون روى زاهدان ، يكى سپيد چون دل مؤمنان ، يكى لعل چون جان مشتاقان . اين همه تأثير نظر حق است كه هر سال يك بار بر زمين نگرد ، چون از آن يك نظر اين همه عجائب و لطائف پديد آيد ، از سى سد و شصت نظر به دل دوستان گوئى چه اثر نمايد ؟ و چه اعجوبه و لطيفه پديد آرد ؟ . . . وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ . آيه . خداوند بندگان را مىگويد : حق اين نعمت را بشناسيد و به شكر آن قيام نمائيد و با درويشان مواسات كنيد ، تا نعمت بماند و درويش بياسايد و دوستى حق شما را حاصل شود . خداوند به داود وحى فرستاد كه اى داود : اگر خواهى كه به من نزديك شوى و تو را به دوستى خود گيرم ، رو درويشان را بازجوى ، شكستگان را بنواز و به ايشان به لقمهء نانى و به شربت آبى تقرّب كن تا آنان تو را دوست دارند و به دل خود راه دهند ، و من اى داود بر دل ايشان اطلاع كنم ، هركه را در دل ايشان بينم او را به دوستى خود گيرم . . . . وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ . آيه . بر ذوق جوان‌مردان طريقت ، اسراف آنست كه حظّ نفس در آن است گرچه حبّه‌اى يا ذرّه‌اى بود . به موسى وحى آمد كه اى موسى : خواهى كه همه آن رود كه مرا و تو بود ؟ حظّ نفس خود در حظّ ديگرى دان ، و مراد خود را فداى مراد ازلى كن ، تو بنده‌اى و بنده را مراد نيست ، و حظّ خود ديدن سيرت جوان‌مردان نيست ، و از خود باز رستن جز كار صدّيقان نيست . تا با تو توئى ، تو را به خود ره ندهند * چون بىتو شدى ، ز ديده بيرون ننهند 142 - وَ مِنَ الْأَنْعامِ حَمُولَةً وَ فَرْشاً . آيه . اين خود نعمتى ديگر است بر بندگان و منّتى ديگر كه نه تنها باغ و بستان و انواع درختان و ميوه‌هاى الوان آفريدم و ساختم بلكه چهارپايان و جانوران هم آفريدم و مسخّر شما گردانيدم