احمد بن محمد ميبدى

291

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

هيچ فدائى از او نستانند و اينانند كه گرفتار عذاب سخت كارهاى خود هستند و بهرهء آنها شرابى از آب گرم و عذابى دردناك است ، بسبب آنكه كافر شدند . 71 - قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُنا وَ لا يَضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ . بگو ( اى محمّد ) آيا ما جز خداى يگانه چيزى را خوانيم كه ما را نه سودى دهد نه زيانى و برگردانده شويم به پيشينيان خود و واپس رويم ؟ پس از آنكه خداوند ما را رهنمائى كرده و مانند كسى باشيم كه شيطان او را از راه برگردانده و به سر در زمين انداخته و سرگردان ، نه از مشركان يارانى دارند كه آنان را بسوى راه راست بخوانند و بگويند بسوى ما آئيد ! بگو ( اى محمّد ) راه راست راهى است كه خداوند رهبرى مىكند و ما مأموريم كه به خداوند جهانيان گردن نهيم . 72 - وَ أَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ اتَّقُوهُ وَ هُوَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ . و بما فرمودند كه نماز به‌پاى داريد و خدا را بپرهيزيد و او است كسى كه بسوى او برانگيخته مىشويد . 73 - وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ يَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ . و او است كه آسمانها و زمين را به راستى و درستى آفريده و آن روز كه گويد : باش پس مىباشد فرمان وى روان است و سخن او حق است ، پادشاهى مر او راست ، آن روز كه صور اسرافيل دردمند ، او است داناى هر پوشيده و آشكار و اوست دانا و آگاه از همه چيز . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 68 - وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا . آيه . حضرت باقر ( ع ) فرمود : با دشمنان و هواپرستان معاشرت نكنيد و با آنها كه در سخن خداوند و در قرآن مجادله كنند منشينيد ، زيرا اين كسان در آيات الهى خوض ( بحث باطل ) مىكنند ! بايد دانست كه اصل دين‌دارى و مايهء مسلمانى دو حرف است : حق را پذيرفتن و از باطل دورى كردن ، و آيهء ( أُمِرْنا لِنُسْلِمَ ) و آيهء ( وَ إِذا رَأَيْتَ ) اشارت به اين دو حرف است . پس با اهل هوا و بدعت منشينيد و سخن خائضان و مجادلان در قرآن را مشنويد ، كه شنيدن سخن اينان دل را تاريك كند و نشستن با ايشان روى توحيد و خداشناسى را گردآلود كند ! و زنهار كه به هواى نفس و به دلخواه خويش در آيات و صفات حق تصرّف كنيد ! و از خوض بپرهيزيد كه اين درختى است كه بيخ آن بدعت و ساق آن ضلالت و شاخ آن لعنت و برگ آن عقوبت و شكوفهء آن ندامت و ميوهء آن حسرت است . هركس در آيات خدا خوض كند ، پيغمبر دشمن او و خداوند در آن داورى كند ، و در نتيجه امروز از مسلمانان دور و لعنت بر سر ، و فردا نابينا و منزل او سقر ( دوزخ ) است ، و هركه دين‌دار است و اسلام را نزد او مقدار است و او را با خداوند سروكار است با مبتدعان و خوض‌كنان ننشيند كه گر نشيند چون آنان باشيد ، چه ايشان كتاب و سنّت خدا را واپس داشتند تا در گمراهى افتادند ، تمسّك به كتاب و سنّت خدا راه تسليم است كه فرمود : گردن نهيد به راه خدا ، و ما گردن نهاديم و نادر يافته پذيرفتيم ، از صفات خدا آنچه نامها است دانيم و آنچه معانى است ندانيم ، ظاهر يافتيم ، آنچه ظاهر است شناسيم ، آنچه باطن است نشناسيم ، ايمان ما از راه سمع است نه به حيلت عقل ، به قبول و تسليم