احمد بن محمد ميبدى
279
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
كه گواهى دادند ، خود او نيز به يگانگى خود گواهى داد ، آرى بهتر از خود او كسى سزاوار گواهى دادن نيست و گواهى ديگران از فرشته و آدمى ، جز تصديق گواهى حق نيست ! حضرت صادق فرمود : گواهى خلق را بنا بر چهار ركن است : اول - پيروى از امر ، دوم - دورى از نهى ، سوم - قناعت ، چهارم - رضا ، و اين گواهى سه قسم است : گواهى عام كه خروج از شركت است ، گواهى خاص كه دخول در مشاهدت است ، گواهى خاص خاص كه نسيم صحبت از جانب قرب به بهانهء وصلت است و مخلص همه از او بيند و عارف همه به او بيند ، و موحّد همه او بيند ، هر هست كه نام برند عاريتى است ، هستى حقيقى اوست ، اين همه تو و بس ، با تو هرگز كى پديد آيد كس ؟ [ آيات 32 - 25 ] ( تفسير لفظى ) 25 - وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ . از جملهء آنان كسانى هستند كه با گوش سر سخنان تو را گوش مىدهند و ما در دلهاى آنان پوششها افكندهايم از اينكه حق را دريابند ، و در گوشهاى آنان گرانى و بار افكنديم ، آنان هر نشانى ببينند ، ايمان نمىآورند تا آنكه نزد تو آيند و با تو جدال و پيكار كنند و آنها كه كافر شدند مىگويند : اين سخنان نيست جز افسانهء پيشينيان ! 26 - وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ . و ايشان از رنجاندن رسول خدا نهى مىكنند و خود از استوار داشتن آن باز مىايستند و هلاك نمىكنند جز نفس خويش را و خود نمىدانند و نمىفهمند ! 27 - وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ . اگر ببينى ( اى محمّد ) آنگاه كه در آتشند و مىگويند : اى كاش ما به دنيا برگردانده مىشديم و سخنان خداى را تكذيب نمىكرديم و از جملهء گروندگان بوديم ! 28 - بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ بلكه آنچه از پيش پنهان مىداشتند ، بر ايشان آشكار شد و اگر برگردانده شوند به دنيا هرآينه به آنچه كه ايشان را منع كرده بودند باز مىگردند و آن سخنان را دروغ مىگويند . 29 - وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ . و گفتند زندگانى ما جز در همين دنيا نيست و ما برانگيخته نخواهيم شد . 30 - وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ . اگر ببينى ( اى محمّد ) هنگامى كه آنان را بر خدا عرضه داشتهاند ، خداوند مىگويد آيا آنچه مىبينند حق نيست ؟ گويند : بلى خدايا ، گويد : پس عذاب را بچشيد به سبب آنكه كافر شديد . 31 - قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ حَتَّى إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قالُوا يا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فِيها وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ . آنان كه دروغ گفتند به ديدن خداوند زيانكار شدند ( و محروم ماندند ) تا وقتى ناگاه روز رستاخيز فرا رسيد ! آنان گفتند : اى دريغا بر آنچه ما