احمد بن محمد ميبدى
280
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
فروگذار كرديم در دنيا ! درحالىكه بارهاى گناه بر پشت دارند ، آگاه باشيد كه بد بارى به پشت خود دارند . 32 - وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ . ( بدانكه ) زندگى اين جهان جز بازى و بازيچه و شغل نيست و سراى پسين براى كسانى كه پرهيزكارند بهتر است ، آيا آنان حق در نمىيابند و تعقّل نمىكنند ؟ ( تفسير ادبى و عرفانى ) 25 - وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ . آيه . استماع فهم چيزى است و استماع خطاب چيزى ديگر ، آن بيگانگان و بىحرمتان چون از سمع فهم و قبول محروم بودند ، سمع خطاب ايشان را سود نداشت ، چه سمع فهم آنست كه در دل جاى گيرد و قبول در آن پيوندد ، و يقين در آن بيفزايد ، اگر سالها اين حروف و كلمات به سمع خطاب برسد ، تا به سمع جان نرسد سودى ندارد ، بو جهل كه رانده و مقهور ازل گشته ، وقتى سر بر آستانهء مسجد رسول خدا نهادى و قرآن از او به سمع ظاهر شنيدى ! اما دلش يك حرف به خود راه ندادى كه قفل نوميدى بر آن زده بودند و مهر شقاوت بر آن نهاده ! و آن ديگرى كه سخن مصطفى را شنيد گفت : اين سخنان كه محمّد مىخواند و مىگويد سخنى شيرين و پرآفرين است ، بالاش چون درخت ميوهدار ، زير آن چون چشمهء آب حيات . به ظاهر چنين مىگفت ولى باطنى خراب داشت كه حرفى از آن سخنان به دل راه نمىداد ! تا بدانى كه اعتبار به باطن است ، و حقيقت اين كار يافت و قبول است ، اگر هزاران كس به عمارت ظاهر مشغول شوند ، آن عمارت خرابى يكدل را جبران نكند و به كار نيايد ، و اگر يك دل آبادان بود ، پاسبان اقليمى باشد و همه را در حمايت عزّ خويش گيرد ! 26 - وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ . آيه . از روى اشارت خبر مىدهد از قومى كه ديگران را پند دهند و خود پند نپذيرند ، از روى ظاهر خلق خداى را بر طاعت خوانند و از روى باطن با حق مخالفت مىورزند ! نيز گويند : اين آيت اشارت است به قومى كه به راه تقوى نروند و مردم را هم از آن راه بازدارند ، خود گناه كنند ، و سبب گناه ديگران شوند ، خود بيراه شوند و ديگران را نيز بيراه كنند ، لاجرم فردا وزر خود و ديگران بر گردن ايشان نهند . 28 - بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ . آيه . اشارت است به روز رستاخيز كه روز كشف احوال است و هنگام اظهار سرائر ، بسا كه در دنيا در شمار زاهدان بودند و رنگ دوستان و جامهء آشنايان پوشيدند و آن روز داغ شقاوت بر پيشانى خويش بينند و در منزل بيگانگانشان فرود آرند ! و بسا كسانى كه تو او را در دنيا بىسروسامان و بىكس و نام شناختى و آن روز از خزانهء غيب خلعتهاى كرامت آرند ! بسا پير مناجاتى كه بىمركب فروماند * بسا رند خراباتى كه زين بر شير نر بندد ! [ آيات 39 - 33 ] ( تفسير لفظى ) 33 - قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ . ما دانيم كه گفتار آنان تو را دلتنگ مىسازد ، چون به راستى آنان تو را تكذيب نمىكنند لكن ستمكاران بر خويشتن سخنان خدا را انكار مىكنند . 34 - وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا