احمد بن محمد ميبدى

261

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

85 - فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ . پس خداوند در برابر آنچه گفتند به آنان بهشتهائى داد كه از زير درختهاى آن آب روان است و در آنجا جاويدانند . 86 - وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ . و كسانى كه بر كفر خود ماندند و نشانى ما را تكذيب كردند ، آنان دوزخيان و ياران آتشند . 87 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ . اى گروندگان پاكيها را كه خداوند بر شما حلال كرده حرام نكنيد و از اندازه در مگذاريد كه خداوند تجاوزكنندگان را دوست ندارد . 88 - وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ . از روزى حلال و پاك كه خداوند داده بخوريد و شماها كه مؤمن هستيد از خشم خدا بپرهيزيد . 89 - لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ ذلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْ إِذا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَيْمانَكُمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . خداوند شما را در سوگندهاى لغو و باطل و بىهوده نگيرد لكن شما را در سوگندهائى كه به دل آهنگ سوگند داريد مىگيرد و كفّارهء آن غذا دادن به مستمندان است از حدّ وسط غذاى خودتان يا پوشاندن آنان يا آزاد كردن يك نفر بردهء مسلمان . پس هركس نتواند بايد سه روز روزه‌دار شود . اين است كفّارهء سوگندهاى شما وقتى سوگند مىخوريد ( و از آن بازآئيد ) و سوگندهاى خود را از گزاف و بيداد نگاه داريد . چنين است سخنان خداوند كه براى شما بيان مىكند تا مگر شما سپاسگزار باشيد . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 83 - وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ . آيه . اشارت است به اينكه ايمان شنيدنى است و ديدنى و شناختنى و گفتنى و عمل‌كردنى ، سمعوا دليل بر شنيدنى ، ترى دليل بر ديدنى ، يقولون دليل بر گفتنى ، ذلِكَ جَزاءُ دليل بر عمل‌كردنى است ، و ابتدا به سماع از آن جهت است كه بنده در آغاز چون حق بشنود او را خوش آيد و در پذيرد و به كار بندد كه گفته‌اند : سه چيز نشان معرفت است : گريه بر جفا ، دعا بر عطا ، و رضا به قضا ، و هركس كه اين سه خصلت در او نيست در دعوى خود صادق نه ، و در شمار عارفان نيست و در ميان جوان‌مردان و دين‌داران او را نوائى نيست . پير طريقت گفت : معرفت دو قسم است : معرفت عام و معرفت خاص معرفت عام سمعى است و معرفت خاص عيانى است ، معرفت عام از عين جود است و معرفت خاص محض موجود ، معرفت عام را گفت : و اذا سمعوا و معرفت خاص را گفت : يُرِيكُمْ آياتِهِ ، * آيهء اول شريعت را مدح است و دوم حقيقت را بيان ! 84 - وَ ما لَنا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ . آيه . اين آيت دربارهء جوانمردانى بيامد كه جهانهاشان اندوهناك و دلهاشان دردناك و سرير اسرار عزّت دين در ازل در طينت ايشان نهادند پس آنان گفتند : حال كه جمال عزّت قرآن بر دلهاى ما تجلّى نمود ، چگونه ننازيم ؟ و در راه عشق او جان نبازيم ؟